محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6767

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مالشان را از مصر به مدينة السلام حمل كنند . ظروف طلا و نقره و زيور را شمش ريخته‌اند و به مكه برده‌اند كه همراه حج گزاران به مدينة السلام بيارند كه با كاروانهايى كه سوى مدينة السلام روان مىشد حمل شد و همه از دست رفت . » گويند : در آن اثنا كه قرمطيان به روز دوشنبه اين كاروان را مىكشتند و غارت مىكردند ، كاروان خراسانيان بيامد كه جمعى از قرمطيان سويشان رفتند و با آنها نبرد كردند و سرانجامشان چون اين كاروان شد . وقتى زكرويه از كار كاروان دوم حج گزاران فراغت يافت و اموالشان را بگرفت و حرمتهاشان را روا كرد ، همان وقت از عقبه حركت كرد . پيش از رفتن بركه ها و چاههاى آنجا را از مردارهاى انسان و اسب پر كرد . خبر بريدن كاروان دوم از كاروانهاى سلطان ( 133 شامگاه روز جمعه ، چهارده روز مانده از محرم ، به مدينة السلام رسيد و اين بر همهء مردم و بر سلطان گران آمد . عباس بن - حسين وزير ، محمد بن داود دبير را كه ديوانهاى خراج و املاك مشرق و ديوان سپاه را به عهده داشت دعوت كرد كه سوى كوفه رود و آنجا بماند كه سپاهها سوى قرمطى فرستد ، و او يازده روز مانده از محرم از بغداد برون شد و مالهاى بسيار براى دادن به سپاهيان همراه برد . پس از آن زكرويه سوى زباله رفت و آنجا فرود آمد و پيشتازان از پيش و پس خويش فرستاد كه بيم داشت ياران سلطان كه مقيم قادسيه بودند به دو برسند . وى در انتظار كاروان سوم بود كه اموال بازرگانان در آن بود ، پس از آن سوى ثعلبيه رفت ، سپس سوى شقوق و آنجا ما بين شقوق و بطان بر كنار ريگزار در محلى موسوم به طليح در انتظار كاروان بماند كه از جمله سرداران نفيس مولدى در آن بود و صالح سياه كه محمل و خزانه را همراه داشت - و چنان بود كه معتضد جواهرى گرانقدر در محمل نهاده بود ابراهيم بن ابى اشعث نيز كه قضاى مكه و مدينه و كار راه مكه و مخارج اصلاحات آن با وى بود ، در اين قافله بود با ميمون بن ابراهيم دبير كه كار ديوان زمام خراج