محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6764

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مانده از محرم كاروان به واقصه رسيد ، مردم منزلگاه بيمشان دادند و خبرشان دادند كه ميان آنها و قرمطيان چهار ميل است كه حركت كردند و نماندند و نجات يافتند . حسن بن موسى ربعى و سيما ابراهيمى در اين كاروان بودند . وقتى كاروان دور شد قرمطى به واقصه شد و از آنها دربارهء كاروان پرسش كرد . به دو گفتند كه در واقصه نماند . آنها را متهم داشت كه كاروانيان را از حضور قرمطيان خبردار كرده‌اند و جمعى از علافان آنجا را بكشت و علف را بسوخت . مردم واقصه در قلعهء خويش حصارى شدند . قرمطى روزى چند آنجا بماند . سپس از واقصه سوى زباله رفت . از محمد بن داود آورده‌اند كه گفته بود : سپاهيان به تعقيب زكرويه سوى چشمه هاى طف رفتند . سپس از آنجا برفتند كه خبر يافته بودند كه وى در سلمان است . علان بن كشمرد با گروهى از سواران نخبهء سپاه از راه جادهء مكه [ 1 ] سوى زكرويه رفت تا در سبال فرود آمدند . سپس از آنجا سوى راقصه رفت ( 131 و از آن پس كه كاروان نخستين گذشته بود آنجا فرود آمد . زكرويه در راه خويش به طايفه هايى از بنى اسد گذشت و آنها را از خيمه هايشان گرفت و با خويش ببرد . وى آهنگ حج گزاران بازگشته از مكه داشت و از جاده ، آهنگ آنها كرد . چهارده روز مانده از محرم اين سال ، خبر پرنده [ 2 ] از كوفه آمد كه زكرويه به روز يكشنبه ، يازده روز رفته از محرم ، در راه مكه در عقبه راه كاروان خراسانيان را بسته كه با وى به سختى نبرد كرده‌اند . از آنها پرسيده كه سلطان ميان شما هست ؟ گفته‌اند : « سلطانى در ميان ما نيست و ما حج حجگزارانيم . » به آنها گفته : « برويد كه من قصد شما ندارم . » اما چون كاروان روان شده از پى آنها برفته و بر آن تاخته ، يارانش نيزه ها را

--> [ 1 ] كلمهء متن : به معنى شاهراه به كار رفته و در متن ، كلمه « جاده مكه » با اضافهء كلمهء « طريق » به صورت عنوان خاص درآمده . در مروج الذهب مسعودى نيز كلمهء « جاده » به معنى شاهراه و راهى خاص آمده . ( م ) [ 2 ] كلمهء متن : خبر الطير ، يعنى خبرى كه بر بال پرنده ميفرستاده‌اند .