محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6744

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پس از آن مكتفى سپاههاى خويش را با محمد بن سليمان بجاى نهاد و با خواص و غلامان و خادمان خويش حركت كرد و از رقه به بغداد روان شد ، قاسم بن - عبيد الله نيز با وى بود . قرمطى و گليم پوش و طوقدار و جمعى از اسيران نبرد را نيز با خويش ببرد و اين در آغاز صفر همين سال بود . وقتى به بغداد شد چنان كه گفته‌اند مصمم شد قرمطى را آويخته بر دكلى وارد بغداد كند كه دكل بر پشت فيل باشد . پس دستور داد كه طاق درهايى را كه فيل از آن عبور مىكرد و كوتاهتر از دكل بود ويران كنند ، چون باب اطاق و باب الرصافه و درهاى ديگر . پس از آن ، چنان كه گفته‌اند مكتفى كارى را كه بر آن مصمم شده بود ناپسند يافت و دميانه غلام يازمان كرسىاى براى قرمطى ساخت و كرسىاى بر پشت فيل نهاد كه ارتفاع آن از پشت فيل ، چنان كه گفته‌اند ، دو ذرع و نيم بود . مكتفى صبحگاه دوشنبه ، دو روز رفته از ماه ربيع الاول ، وارد بغداد شد . اسيران را پيش روى وى مىبردند كه بر شتران بودند و در بند و جبه ها و كلاههاى حرير داشتند ، طوقدار در ميانشان بود . وى نوسال بود و ريشش بر نيامده بود ، يك چوب خراطى شده را همانند لگام در دهان وى نهاده بودند ، از آن روز كه وقتى وى را وارد رقه كردند مردمى را كه نفرين او مىگفتند دشنام مىداد و بر آنها تف مىكرد . با وى چنين كردند تا كسى را دشنام نگويد . پس از آن مكتفى دستور داد تا در نمازگاه عتيق سمت شرقى سكويى بسازند بيست ذراع در بيست ذراع به ارتفاع ده ذراع ( 113 و پله ها براى آن ساختند كه از آنجا بر سكو بالا روند . و چنان بود كه مكتفى هنگام بازگشت از رقه سپاههاى خويش را به نزد محمد بن سليمان بجاى نهاده بود . محمد بن سليمان سرداران و قاضيان و نگهبانان قرمطى را كه در آن ناحيه بوده بودند بجست و به بند كرد و با سردارانى كه با وى بجا مانده بودند از راه فرات سوى مدينة السلام روان شد ، و شب پنجشنبه دوازده