محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6706
تاريخ الطبرى ( فارسي )
غارتى اردوگاه خادم يافت شود و آن را به صاحبانش پس ندهد حرمت از وى برداشته شود ، و مردم به بسيارى از آنها چيزهايى را كه از اردوگاهشان به غارت برده بودند پس دادند . چنان كه گفتهاند اين نبرد و اسير شدن خادم به روز پنجشنبه بود ، سيزده روز مانده از ذى قعده . از روزى كه معتضد از خيمه گاه خويش از در شماسيه حركت كرد تا وقتى كه خادم را دستگير كرد ، سى و شش روز بود . چنان كه گويند ، وقتى معتضد خادم را بگرفت ، به عينزربه بازگشت ، دو روز آنجا ببود . صبحگاه روز سوم مردم عينزربه بنزد وى فراهم آمدند و از او خواستند كه از نزد آنها برود كه آذوقه در شهرشان كمياب بود . به روز سوم حركت كرد و با همهء سپاهيان خويش در مصيصه فرود آمد ، بجز ابو الاغر ، خليفة بن مبارك ، كه وى را فرستاده بود كه راه خادم را بگيرد مبادا سوى مرعش و ناحيهء ملطيه شود . و چنان بود كه خادم عيال خويش و عيال ياران خويش را به مرعش فرستاده بود . وقتى ياران خادم كه فرارى بودند خبر يافتند كه معتضد به آنها امان داده و دستور داده اثاثشان را پس دهند به اردوگاه معتضد پيوستند و به امان وى درآمدند . چنان كه گويند : ورود معتضد به مصيصه به روز يكشنبه بود ، ده روز مانده از ذى قعده كه تا روز يكشنبه بعد در آنجا بماند . به سران طرسوس نوشت كه سوى وى شوند كه سوى وى رفتند ، از جمله نغيل كه از سران مرز بود با يكى از پسرانش و يكى به نام ابن مهندس و جمعى ديگر ، كه اينان را با كسان ديگر بداشت و بيشتر جمع را رها كرده كسانى را كه بداشته بود با خويشتن به بغداد برد ، از آنها آزرده بود زيرا چنان كه گويند با وصيف خادم مكاتبه كرده بودند . دستور داد همه كشتيهاى دريارو را كه مسلمانان بر آن غزا مىكرده بودند با همه ابزارهاى آن بسوزانند . گويند دميانه غلام يازمان بود كه وى را بدين كار واداشت به سبب كينه اى كه با مردم طرسوس داشت . همه كشتيها سوخته شد . نزديك به پنجاه كشتى كهن در آن ميانه بود كه مالهاى گزاف بر آن خرج شده بود و در آن وقت همانند آن ساخته نمىشد كه سوخته شد و اين مايهء