محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6700
تاريخ الطبرى ( فارسي )
صالح پيشاپيش وى بود ، سوى خانهء معتضد رفت كه خلعتش داد ( 75 و طوقى از طلا به دو بخشيد . سرها را سر پل بالا در سمت شرقى نصب كردند و اسيران را به زندان بردند . در ماه ربيع الاول اين سال ، كار قرمطيان در بحرين بالا گرفت كه به اطراف هجر ، هجوم بردند و بعضىشان به حدود بصره نزديك شدند . احمد بن محمد - واثقى نوشت و كمك خواست كه در آخر اين ماه هشت كشتى سوى وى فرستاده شد كه سيصد كس در آن بود . معتضد بگفت تا سپاهى برگزينند كه به بصره فرستد . به روز يكشنبه ، يازده روز رفته از ماه ربيع الاول بدر وابستهء معتضد در خانهء وى بنشست و در كارهاى خاص و عام مردم و خراج و املاك و كمكها نظر كرد . به روز دوشنبه ، يازده روز رفته از ماه ربيع الاخر ، محمد بن عبد الحميد كاتب ، متصدى ديوان زمام مشرق و مغرب ، در گذشت . به روز چهارشنبه ، سيزده روز رفته از همين ماه جعفر بن محمد حفصى بر اين ديوان گماشته شد و همان روز به ديوان رفت و در آن نشست . در ماه ربيع الاخر اين سال معتضد ، عباس بن عمرو غنوى را بر يمامه و بحرين و نبرد ابو سعيد جنابى و قرمطيان همراه وى گماشت و نزديك دو هزار كس را به دو پيوسته كرد . عباس روزى چند در فرك اردو زد تا يارانش بر او فراهم آمدند . آنگاه سوى بصره رفت و از آنجا سوى بحرين و يمامه حركت كرد . چنان كه گفتهاند در همين سال ، دشمن به در قلميهء طرسوس آمد و ابو ثابت كه پس از درگذشت پسر اخشاد امير طرسوس بود روان شد - وقتى پسر اخشاد به غزا مىرفته بود وى را بر طرسوس گماشته بود و چون در اثناى غزا بمرد وى بر اين كار بود - ابو ثابت تا نهر ريحان به جستجوى دشمن برفت . كه اسير شد و مردم همراه وى