محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6624

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« كه من دلبستهء حركت و سفر و رحيلم . « وقتى شهرى بر من تنگ شود « براى چه بايد ماند ؟ « همتى كه صاحب آن « بيدار باشد و از لذت خفتن دورى نگيرد « بيدار مباد « و آنكه از بيم آنكه « همسايه اش هراسان شود « هراسان نباشد « ايمن مباد . » ( 666 كه اين نيز قصيده اى دراز است . در ماه ربيع الاول اين سال خبر به مدينة السلام رسيد كه روميان در ناحيهء تنگه قلميه ، شش ميلى طرسوس ، فرود آمده‌اند ، نزديك هزار كس ، و سالارشان اندرياس بطريق بطريقان است كه چهار بطريق ديگر همراه او است . يا زمان خادم ، شبانگاه سوى آنها رفت و شبيخونشان زد ، بطريق بطريقان را با بطريق كابادوكيه [ 1 ] و بطريق ناطلق را بكشت . بطريق قره كه چند زخم خورده بود فرار كرد ، هفت صليب طلا و نقره از آنها گرفتند ، صليب اعظم جزو آن بود كه از طلاى مرصع به جواهر بود . پانزده - هزار اسب و استر و همين مقدار زين از آنها گرفته شد ، با شمشيرهاى مزين به طلا و نقره و ظروف بسيار و نزديك به ده هزار علم ديبا و ديباى بسيار و جامه ها و لحافهاى سمور . حركت به طرف اندرياس به روز سه شنبه بود ، هفت روز رفته از ماه ربيع - الاول كه شبانگاه به دو هجوم بردند و بسيار كس از روميان كشته شد ، بعضيها

--> [ 1 ] كلمه متن : قباذيق .