محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6618
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بماند . قضاى بصره و ابله و ولايت دجله و واسط را به محمد بن حماد داد . پسر خويش ابو العباس را با سر خبيث ، سالار زنگيان ، به مدينة السلام فرستاد كه مردم آن را ببينند و خوشدل شوند . ابو العباس با سپاه خويش برفت تا به مدينة السلام رسيد ، به روز شنبه دوازده روز مانده از جمادى الاول اين سال ، و به وضعى نكو به شهر در شد و دستور داد سر خبيث را بر نيزه اى پيشاپيش وى ببرند و مردمان براى آن فراهم آمدند . قيام سالار زنگيان به روز چهارشنبه بود ، چهار روز مانده از ماه رمضان سال دويست و پنجاه و پنجم . به روز شنبه دو روز رفته از صفر سال دويست و هفتادم كشته شد و روزگار وى از هنگامى كه قيام كرد تا روزى كه كشته شد چهارده سال و چهار ماه و شش روز بود . ورود وى به اهواز سيزده روز مانده از رمضان سال دويست و - پنجاه و ششم بود . ورود وى به بصره و كشتن مردم آنجا و سوختن شهر سيزده روز مانده از شوال سال دويست و پنجاه و هفتم بود . شاعران دربارهء موفق و مخذول اشعار بسيار گفتند . از جمله اشعارى كه در اين باب گفته شد شعر يحيى بن محمد اسلمى بود به اين مضمون : « وقتى مژده رسان خبر نبردى را آورد « كه سستىاى را كه در كار اسلام بود « نيرو بخشيد « گفتم : خدا آنكه را از همه مردم « براى مردم بهتر است « بهترين پاداش دهد ( 664 « كه وقتى كسى خداى را يارى نمىكرد « تنها كسى بود كه براى « نو كردن دينى كه فرسوده بود