محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6589

تاريخ الطبرى ( فارسي )

از جانب شرقى آهنگ پل كنند در رسيدند و دستورى را كه دربارهء سوختن پل داشتند به كار بستند . و چنان بود كه خبيث به پسر خويش انكلاى و سليمان بن جامع دستور داده بود با سپاهيان خويش بمانند و از پل دفاع كنند و مانع بريدن آن شوند كه چنين كردند . آن دو سردار كه مقابلشان بودند آهنگ ايشان كردند و با آنها نبردى سخت كردند تا هزيمت شدند و سوختن پل ميسر شد كه آن را بسوختند و از آنجا سوى محوطه اى رفتند كه كشتيهاى فاسق و زورقها و همه افزارهاى نبرد وى را در آن مىساختند و همه را بجز اندكى از كشتيها و زورقها كه در نهر بود بسوختند . انكلاى و سليمان بن جامع هزيمت شدند و غلامان موفق در غرب نهر ابو الخصيب به زندانى از آن خبيث رسيدند . زنگيان لختى از روز را از آن دفاع كردند و گروهى را از آن درآوردند كه عاقبت غلامان موفق بر آن غلبه يافتند و همه مردان و زنانى را كه آنجا بودند نجات دادند . غلامان موفق كه در سمت شرق بودند وقتى آن قسمت از پل را كه عهده كرده بودند بسوختند ، به خانهء مصلح رسيدند كه از سرداران قديم فاسق بود ، وارد خانهء وى شدند و آن را غارت كردند و فرزندان و زنان وى را اسير كردند و در راه خويش هر چه را توانستند بسوختند . ميان پل به جاى مانده بود كه خبيث آن را محكم ساخته بود . ( 638 موفق بگفت تا چند كشتى آنجا ببرند كه ببردند ، از جمله كسانى كه آنجا رفتند زيرك بود با گروهى از ياران خويش كه به دكلها رسيدند و كسانى را كه براى بريدن آن همراه برده بودند با تبرها و اره ها سوى پل فرستادند كه آن را ببريدند سپس آن را كشيدند و از نهر برون بردند ، باقيماندهء پل سقوط كرد و كشتيهاى موفق وارد نهر شد . دو - سردار با همه ياران خويش از دو سوى نهر روان شدند و ياران فاسق از دو سوى هزيمت شدند . موفق و همه يارانش سالم بازگشتند و بسيارى از اسيران مسلمان نجات يافتند ، تعداد زيادى سر از فاسقان به نزد موفق آوردند كه آورندگان را پاداش داد و با آنها نكويى كرد و جايزه شان داد .