محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6580
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و وصول به دو پل بزرگ ما بعد آن كه خبيث بر نهر ابو الخصيب زده بود آسان مىشود ، از اين رو كشته و زخمى ميان دو گروه بسيار شد و نبرد تا به وقت نماز پسين پيوسته بود . پس از آن غلامان موفق ، فاسقان را از پل پس زدند و از آن گذشتند و نجاران و فعلگان ، پل را ببريدند و آن را با حايلها كه گفتيم نهاده بود در هم شكستند . و چنان بود كه فاسق اين پل و حايلها را چنان محكم كرده بود كه بريدن آن به سرعت براى فعلگان و نجاران ميسر نبود . موفق بگفت تا كشتيهايى را كه نى و نفت در آن بود وارد كنند و آتش در آن بزنند و همراه آب بفرستند كه چنين كردند . كشتيها به پل رسيد و آن را بسوخت و نجاران به بريدن حايلها دست يافتند و آن را بريدند و ورود نهر براى كشتيها ميسر شد كه وارد شدند و با ورود كشتيها كوشش غلامان نيرو گرفت و ياران فاجر را از جاهايشان عقب راندند و آنها را به پل اول كه از پى آن بود رسانيدند و بسيار كس از فاجران كشته شدند ، گروهى از آنها نيز امان خواستند كه موفق بگفت تا هماندم به آنها خلعت دهند و به جايى بدارندشان كه يارانشان آنها را ببينند و به وضعى كه آنها يافتهاند راغب شوند . غلامان به پل اول رسيدند ( 630 و اين پيش از مغرب بود . موفق نخواست كه در تاريكى شب ، سپاه در نهر ابو الخصيب پيش رود و فاجران فرصتى بدست آرند ، دستور داد كسان بازگردند كه با سلامت به نهر موفقيه بازگشتند . موفق دستور داد كه فتح و ظفرى را كه خدا نصيب وى كرده بود به اطراف بنويسند كه بر منبرها خوانده شود و نيز دستور داد كه غلامان نيك كوش وى را به مقدار تلاش و نيكى اطاعتشان پاداش دهند كه كوشش و تلاششان در كار نبرد دشمن فزون شود و چنين كردند . موفق با گروهى از وابستگان و غلامان خويش در كشتيها و زورقها به دهانه نهر ابو الخصيب رفت . خبيث با دو برج كه از سنگ ساخته بود نهر را تنگ كرده بود