محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6575
تاريخ الطبرى ( فارسي )
باريدند . فاسقان ثبات كردند و نبرد كردند ، خدا ياران ابو احمد را بر آنها نصرت داد كه از پنجره ها و بناهايى كه مدافع آن بودند كناره گرفتند و غلامان موفق آن را بسوزانيدند و كسانى كه در كشتيها بودند از تيرها و سنگها و سرب آب شده كه خبيثان بر آنها مىريختند و چيزهاى ديگر به سلامت ماندند ، به سبب سايبانهايى كه بر كشتى ساخته بود و از همين رو به خانهء خبيث دست يافت . آنگاه موفق بگفت تا كسانى كه در كشتى بودند بازگردند كه بازگشتند و غلامانى را كه در آن جاى داشتند برون آورد و گروهى ديگر را در آن نهاد و در انتظار آمدن و بالا گرفتن مد ماند . وقتى چنان شد ، كشتيهاى سايبان دار سوى قصر خبيث بازگشت و موفق دستور داد اطاقهاى قصر خاين را كه بر دجله مشرف بود بسوزانند كه چنان كردند ، آتش در اين اطاقها مشتعل شد و به پرده هايى كه خبيث آن را سايبان خانهء خويش كرده بود و پرده هايى كه بر درهاى آن بود پيوست كه آتش براى سوختن نيرو گرفت و به خبيث و همراهان وى فرصت نداد كه براى اموال و ذخيره ها و اثاث و ديگر چيزها كه در منزل وى بود درنگ كنند ، به فرار برون شد و همه را بجاى گذاشت . غلامان موفق با ياران خويش بر قصر خبيث بالا رفتند و از اثاث گرانقدر طلا و نقره و جواهر و زيور و ديگر چيزها هر چه را آتش نابود نكرده بود غارت كردند و گروهى از زنانى را كه خبيث برده شان كرده بود نجات دادند . غلامان موفق به ديگر - خانه هاى خبيث و خانه هاى پسرش انكلاى درآمدند و آتش در آن افروختند . مردمان از توفيقى كه خدايشان در آن روز داده بود سخت شادمان شدند . جمعى از آنها در شهر فاسقان و بر در قصر خبيث كه مجاور ميدان بود به نبردشان ايستادند و بسيار كس از آنها را بكشتند و زخمدار كردند و اسير گرفتند . ابو العباس نيز در خانهء كرنبايى و اطراف آن از سوختن و غارت و ويرانى چنان كرد . در آن روز ابو العباس زنجير آهنين بزرگ و محكمى را كه خبيث به وسيلهء آن نهر ابو الخصيب را بريده بود كه كشتى در آن نتواند رفت ببريد و به تصرف آورد كه آن را در يكى از كشتيهاى وى