محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6567

تاريخ الطبرى ( فارسي )

زنگيان براى جبايى ساخته بود و آن را ويران كرد و هر چه را در آن بود يا در - خزينه هاى فاسق بود كه پيوسته بدان بود به غارت داد . سپس به ياران خويش گفت سوى محلى روند كه خبيث در آنجا بنايى ساخته بود و آن را مسجد جامع نام كرده بود . فاسقان سخت از آن دفاع كردند كه خبيث بدين كار ترغيبشان مىكرد و به اين توهمشان مىانداخت كه حمايت و بزرگداشت مسجد بر ايشان واجب است كه گفتار وى را باور مىداشتند و از راى وى تبعيت مىكردند . كار وصول به مسجد بر ياران موفق سخت شد و نبرد بر سر آن محل روزها به - درازا كشيد . در آن وقت نخبه و دليران ياران فاسق و كسانى كه سر ثبات داشتند با وى بودند و از سر جان دفاع كردند ، چنان كه در آنجا مىايستادند و يكيشان ضربت نيزه مىخورد يا تير با ضربت شمشير به دو مىرسيد و مىافتاد و كسى كه پهلويش بود او را كنار مىزد و به جايش مىايستاد مبادا جاى يكى از آنها خالى بماند و در ديگر ياران وى خلل افتد . وقتى ابو احمد ثبات و دفاع آن گروه را بديد كه روزهاى دراز دفاع مىكردند ، به ابو العباس دستور داد آهنگ سمتى كند كه بناى مسجد خبيث در آن بود و دليران اصحاب و غلامان خويش را براى اين كار ببرد ، فعلگانى را نيز كه براى ويران كردن آماده شده بودند به دو پيوست كه چون به جايى دست مىيافتند با شتاب آن را ويران مىكردند . بگفت تا نردبانها بر ديوار نهند كه بنهادند و تيراندازان بالا رفتند و كسانى از فاسقان را كه پشت ديوار بودند تير باران كردند و از محل خانهء جبايى تا محلى كه ابو العباس بود مردان نهاد . موفق مال و طوق و بازوبند به كسانى كه ديوار فاسق و بازارها و خانه هاى يارانش را با شتاب ويران مىكردند بذل مىكرد ( 619 و كارى كه سخت مىنمود از پس نبردى دراز و سخت آسان شد و بنايى كه خبيث آن را مسجد مىناميده بود ويران شد و به منبر آن رسيدند كه آن را برداشتند و به نزد موفق بردند كه با آن خوشدل و خرسند سوى موفقيه ، شهر خويش ، بازگشت .