محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6531
تاريخ الطبرى ( فارسي )
راغب امان باشد ، امان دهد و هر كس به نزد وى شود براى وى تعهد احسان كند . گروهى از زنگيان به امانخواهى بنزد وى شدند كه امانشان داد و آنها را بنزد پدر خويش فرستاد كه دستور داد تا هر كدامشان را به اقتضاى قدرشان خلعت و چيز دهند و در مقابل نهر ابو الخصيب بدارند كه يارانشان آنها را ببينند . ( 587 ابو احمد همچنان با خاين به نيرنگ بود ، هر كس از زنگيان و غير زنگيان كه سوى وى مىشد امانش مىداد و ديگران را به محاصره داشت و به تنگنا گرفته بود و آذوقه و لوازم معاش را از آنها بريده بود . و چنان بود كه آذوقهء اهواز و اقسام كالاى بازرگانى كه از آنجا و از ولايتهاى آن مىرسيد از نهر معروف به بيان عبور مىكرد . يكى از شبها بهبوذ خبر يافت كه كاروانى با اقسام كالاى بازرگانى و آذوقه مىرسد و با مردمان دلير خويش برفت و در نخلستان كمين كرد و چون كاروان رسيد به وقت غفلت مردم كاروان به آنها تاخت و از ايشان بكشت و اسير گرفت و آنچه را مىخواست از اموال آن برگرفت . و چنان بود كه ابو احمد يكى از ياران خويش را با جمعى براى همراهى اين كاروان فرستاده بود ، اما اين فرستاده تاب بهبوذ نياورده بود كه همراهان وى بسيار بودند و نيز محل براى سواران تنگ بود و در آنجا كارى از آنها ساخته نبود . وقتى اين خبر به ابو احمد رسيد ، بليه اى كه به مال و جان و بازرگانى مردم رسيده بود بر او گران آمد و بگفت تا آنها را عوض دهند و به جاى آنچه از دستشان رفته بود همانند آن داد . بر دهانهء بيان و ديگر نهرها كه سواران بر كناره آن نمىتوانستند رفت كشتيها نهاد ، از آنچه مىساخت يا بنزد وى مىرسيد . تعداد كافى كشتى به نزد وى رسيد كه مردان در آن نهاد و كار آن را به پسر خويش ابو العباس سپرد و دستور داد كه به هر كجا كه از آنجا به فاسقان آذوقه مىرسد بگمارد . ابو العباس براى اين كار با كشتيها به دهانهء دريا رفت و در همه آن راهها سرداران نهاد و كار آنجا را به نهايت استوار كرد .