محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6528

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مىكردند ، از شمشير زن و نيزه دار و تيرانداز يا سنگ انداز با فلاخن يا ارابه يا منجنيق . از همه ضعيفتر ، كسانى بودند كه به دست خويش سنگ مىانداختند و اينان تماشاييان سياهى لشكر افزاى بودند كه به نعره زدن و فرياد زدن دلبستگى داشتند ، زنان نيز در اين كار با آنها انباز مىشدند . ابو احمد آن روز مقابل اردوگاه فاسق بماند ، تا به وقت نيمروز كه دستور داد بانگ زدند كه امان براى مردم از سياه و سرخ گسترده است مگر خبيث ، و بگفت تا اماننامه ها نوشتند به همان مضمون كه بانگ زده بودند و بر تيرها آويختند و در آن ، كسان را وعدهء نكويى داد و سوى اردوگاه خبيث افكندند كه دلهاى ياران بىدين از بيم و هم طمع آن وعده ها كه از عفو و احسان خويش داده بود به دو متمايل شد . در آن روز گروهى بسيار سوى وى آمدند كه كشتى آنها را آورده بود كه عطيه شان داد و چيزشان داد ، پس از آن سوى اردوگاه خويش در نهر جطى بازگشت . در اين روز نبردى نبود . دو سردار از وابستگانش يكى بكتمر و ديگرى جعفر پسر تغلاعز با جمعى از ياران خويش به نزد وى آمدند كه نيروى همراهان ابو احمد از آمدنشان بيفزود . پس از آن ابو احمد از نهر جطى حركت كرد و سوى اردوگاهى رفت كه در فرات بصره مقابل اردوگاه فاسق بود و گفته بود آن را اصلاح كنند و بر نهرهاى آن پل بزنند و نهر را ببرند كه گنجايش كافى داشته باشد . نزول وى در اين اردوگاه به روز يكشنبه بود ، نيمه شعبان دويست و شصت و هفتم . در اين اردوگاه بماند و جاى سرداران و سران ياران خويش را در آنجا معين كرد . نصير را كه در سپاه وى سالار كشتيها و زورقها بود در آغاز اردوگاه نهاد كه آخر آن مقابل نهر معروف به « جوى كور [ 1 ] » بود ، زيرك ترك مقدمه دار ابو العباس را با يارانش ما بين نهر ابو الخصيب - كه نام نهر تركان دارد - و نهر مغيره

--> [ 1 ] كلمهء متن .