محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6516
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنها سخت بكوشد تا از هورها بگذرد و وارد دجله كور شود . دستور داد بندهايى را كه فاسق پديد آورده بود تا كشتى از دجله به نهر ابو الخصيب نرسد و به طرف او نرود باز كند . به زيرك دستور داد در طهيثا بماند تا كسانى از مردم آنجا كه فاسق بيرونشان كرده بود ، پس آيند . به دو دستور داد زنگيانى را كه در بيشه زارها بودند دنبال كند تا به آنها دست يابد . در ماه ربيع الاخر همين سال ام حبيبه دختر رشيد درگذشت . ابو احمد از آن پس كه هر چه را سامان مىخواست داد ، سامان داد به اردوگاه بردودا بازگشت . مىخواست سوى اهواز رود و كار آنجا را به صلاح آرد كه مهلبى آنجا را آشفته بود و به سپاهيانى كه در آنجا بودند تاخته بود و بر بيشتر ولايتهاى آن تسلط يافته بود . و ابو العباس پيش از او بدان سوى رفته بود . وقتى به بردودا رسيد ، روزى چند بماند و دستور داد آنچه را بايسته است آماده كنند كه بر اسب سوى ولايت اهواز رود . كسانى را فرستاد كه راهها و منزلگاهها را اصلاح كنند و در آنجا براى سپاهيان همراه وى آذوقه مهيا كنند . پيش از آنكه از واسط حركت كند زيرك كه از طهيثا بازآمده بود به نزد وى رسيد ، در مدت بودن وى مردم آن نواحى كه زنگيان در آن بوده بودند ، باز آمده بودند و آنها را به حال آرامش به جاى نهاده بود . ابو احمد به او دستور داد آماده شود و با دليران و برگزيدگان اصحاب خويش در كشتى و زورقها برود تا به دجله كور رسد ( 575 و با ابو حمزه در كار پاك كردن دجله و تعقيب منهزمان زنگى و نبرد با هر كس از ياران فاسق كه به دو مىرسند همدستى كنند تا در نهر ابو الخصيب به شهر وى رسند و اگر فرصت نبردى بود ، در شهرش با وى نبرد كنند و عمل خويش را به ابو احمد بنويسند ، تا دستور خويش را به پاسخ بگويد و به اقتضاى آن كار كنند . ابو احمد پسر خويش هارون را بر كسانى كه در اردوگاه واسط به جايشان نهاده بود ، جانشين كرد و مصمم شد كه با مردان و ياران سبك سير خويش