محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6507
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و غلامان و سواران و پيادگان خويش از فرك روان شد و سوى روميهء مداين شد ، سپس از آنجا برفت تا به سيب رسيد ، سپس به دير عاقول ، سپس جرجرايا ، سپس قنى ، آنگاه در جبل فرود آمد ، سپس در صلح ، سپس در يك فرسخى واسط فرود آمد ( 567 يك روز و شب آنجا بسر برد . پسرش ابو العباس با گروهى سواران نخبه از سرداران و سپاهيان معتبر خويش در آنجا به پيشواز وى آمد ، ابو احمد از وضع ياران او پرسيد كه سخت كوشى و نيكخواهيشان را با وى بگفت ، ابو احمد بگفت تا وى و آنها را خلعت دهند كه به آنها پوشانيدند . پس ابو العباس به اردوگاه خويش در عمر بازگشت و آن روز را بماند . صبحگاه فردا ابو احمد از راه آب حركت كرد ، پسرش ابو العباس با همه سپاهيان خويش با وضع جنگ و به ترتيبى كه با ياران خائن مقابل مىشده بودند از او پيشواز كرد و پيشاپيش او همىرفت تا به اردوگاه وى در نهر شيرزاد رسيد كه ابو احمد آنجا فرود آمد ، سپس به روز پنجشنبه ، دو روز مانده از ماه ربيع الاول ، حركت كرد و بر كنار نهر سنداد ، مقابل دهكدهء عبد الله فرود آمد ، به پسر خويش ابو العباس دستور داد كه در شرق دجله مقابل دهانهء بردودا فرود آيد و او را بر مقدمهء خويش گماشت ، آنگاه مقررى سپاه را بداد . سپس پسر خويش را بگفت تا با لوازم نبرد كه همراه داشت پيشاپيش وى سوى دهانهء بر مساور رود . ابو العباس با نخبهء سرداران و مردان خويش و از جمله زيرك ترك ، سالار مقدمه ، و ابو حمزه نصير ، سالار كشتيها و زورقها حركت كرد ، پس از آن ابو احمد با سواران و پيادگان برگزيدهء خويش روان شد . بيشتر سپاهيان و بسيارى از سواران و پيادگان خويش را در اردوگاه بجا نهاد ، پسرش ابو العباس با اسيران و پيادگان خويش و سرهايى از ياران شعرانى كه كشته بودشان به پيشواز وى آمد . همانروز پيش از آنكه پدرش ابو احمد بيايد سپاه وى به نزد شعرانى رسيده بود و با وى و يارانش نبرد كرده بود و بسيار كس از آنها كشته بود و گروهى اسير گرفته بود ، ابو احمد دستور داد گردن اسيران را بزنند كه زدند .