محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6498
تاريخ الطبرى ( فارسي )
واسط مىنهم كه از سمت بالا از زنگيان در امان باشد . » و چنان بود كه نصير معروف به ابو حمزه و شاه پسر ميكال به دو گفته بودند كه جايگاه خويش را بالاى واسط نهد و او نپذيرفت و به آنها گفت : « جز در عمر جاى نميگيرم ، شما نيز در دهانه بردودا جاى گيريد . » ابو العباس از مشورت ياران خويش و گوش گرفتن چيزى از آراى آنها چشم پوشيد ، در عمر جاى گرفت و بساختن كشتى پرداخت صبح و شب با قوم نبرد مىكرد ، خواص و غلامان خويش را در زورقها نهاده بود ، در هر زورقى دو كس . پس از آن سليمان آماده شد و فراهمى گرفت و ياران خويش را گروه گروه كرد و در سه سمت نهاد : يك گروه از نهر ابان آمد و گروهى از تمرتا و گروهى از بردودا . ابو العباس با آنها مقابل شد و چيزى نگذشت كه هزيمت شدند ، گروهى از آنها در سوق الخميس به جاى ماندند و گروهى در مازروان ، گروهى راه تمرتا گرفتند و گروهى ديگر راه ماديان گرفتند . جمعى از آنها نيز به كمك گروهى شدند كه به راه ماديان رفته بودند ، ابو العباس از تعاقب آنها بازنگشت تا به نهر بر مساور رسيد . آنگاه بازگشت و به نزد دهكده ها و راهها مىماند ، بلدها نيز همراه وى بودند ، تا به اردوگاه خويش رسيد و آنجا بماند تا خويشتن را آسايش دهد . پس از آن خبر گيرى به نزد ابو العباس آمد و خبر داد كه ( 560 زنگيان فراهم آمدهاند و آماده شدهاند كه اردوگاه وى را بكوبند و سر آن دارند كه از سه سوى به طرف اردوگاه وى آيند و گفتهاند كه وى نوجوانى است ناآزموده كه بخويشتن مغرور است و همسخن شدهاند كه كمينها نهند و از آن سه سمت كه ياد كرديم سوى وى شوند . ابو العباس ، محتاط شد و براى آمدنشان آماده شد . زنگيان بيامدند ، نزديك ده هزار كس را در برتمرتا كمين نهاده بودند ، نزديك به همين تعداد نيز در قسهثا . بيست زورق به اردوگاه فرستادند كه مردم اردوگاه از آن فريب خورند و از محلهايى كه كمينهايشان در آن بود بگذرند ، اما ابو العباس از تعقيب زنگيان منعشان