محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6485
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سرداران و همراهان مسرور كه پيروان وى بوده بودند بيمناك بود . ميان مسرور و تكين نامه ها رفت ، چندان كه تكين اطمينان يافت ، مسرور بر كنار رود شوشتر شد و كس به نزد تكين فرستاد كه به سلام گفتن سوى وى عبور كرد . مسرور بگفت تا شمشيرش را گرفتند و كس بر او گماشت . وقتى سپاهيان تكين اين را بديدند ، هماندم پراكنده شدند ، گروهى از آنها به طرف سالار زنگيان رفتند ، خبر به مسرور رسيد و باقيماندهء سپاه تكين را امان داد كه به دو پيوستند . محمد بن عبد الله مأمونى گويد : من يكى از آنها بودم كه به اردوگاه مسرور شدند . مسرور تكين را به ابراهيم بن جعلان سپرد و همچنان به دست وى بداشته بود تا مرگش در رسيد و درگذشت . قسمتى از كار مسرور و تكين كه ياد كرديم به سال شصت و پنجم بود و بعضى ديگر به سال شصت و ششم . ( 548 در اين سال هارون بن محمد هاشمى سالار حج بود . در اين سال ابو المغيرة بن عيسى مخزومى با زنگيانى كه همراه وى بود به غلبه وارد مكه شد . ( 549 آنگاه سال دويست و شصت و ششم درآمد . سخن از حادثاتى كه به سال دويست و شصت و ششم بود از جمله آن بود كه عمرو بن ليث ، عبيد الله بن عبد الله طاهرى را بر نگهبانى بغداد و سامرا ، نايب خويش كرد ، در ماه صفر ، و ابو احمد او را خلعت داد . پس از آن عبيد الله بن عبد الله به منزل خويش رفت و خلعت عمرو بن ليث را به تن كرد و عمرو چماق طلا براى وى فرستاد . در صفر اين سال اساتكين بر رى تسلط يافت و طلمجور را كه عامل آنجا بود