محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6483

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در ذىحجهء همين سال مسرور بلخى سوى نيل رفت و عبد الله بن ليثويه كه مخالفت سلطان آشكار كرده بود با ياران برادرش از آنجا دور شد و با همراهان خويش به احمدآباد شد . مسرور بلخى به دنبالشان رفت ، مىخواست با آنها نبرد كند ، اما عبد الله بن ليثويه و كسانى كه با وى بودند پيشدستى كردند و در مقابل مسرور پياده شدند و شنوايى و اطاعت آوردند . ( 546 عبد الله بن ليثويه شمشير و كمربند خويش را به گردن آويخته بود و عذر مىخواست و قسم ياد مىكرد كه وى را به آنچه كرده بود ، وادار كرده بودند كه از او پذيرفت و دستور داد كه به او و تنى چند از سرداران همراه وى خلعت دادند . در اين سال تكين بخارى به مقدمه گرى مسرور بلخى وارد اهواز شد . سخن از كار تكين در اهواز وقتى كه آنجا رفت محمد بن حسن گويد : وقتى ابو احمد ، مسرور بلخى را بر اهواز گماشت ، وى تكين بخارى را بر آنجا گماشت كه سوى اهواز رفت ، وقتى آنجا رسيد على بن - ابان مهلبى كه به اهواز شده بود آهنگ شوشتر كرد و با گروهى بسيار از ياران زنگى خويش و ديگران آنجا را در ميان گرفت و مردم آنجا را هراسان كرد و نزديك بود كه شهر را تسليم كنند . در اين وقت تكين آنجا رسيد و همين كه جامهء سفر از خويش بنهاد با على بن ابان و ياران وى نبرد كرد كه نبرد به ضرر زنگيان بود كه كشته شدند و هزيمت شدند و پراكنده شدند و على با كسانى كه با وى مانده بودند شكست خورده و زبون برفت و اين ، نبرد باب كودك [ 1 ] نامبردار است . پس از آن تكين بخارى برفت و در شوشتر جاى گرفت و گروهى بسيارى از اوباش و ديگران به دو پيوستند . على بن ابان با جمعى بسيار از ياران خويش به طرف

--> [ 1 ] كلمهء متن .