محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6479
تاريخ الطبرى ( فارسي )
موسوم به زهيرى خبر داد و از او اجازه خواست كه براى ادامهء حفر آن تا سواد كوفه و برار خرج كند ، مىگفت كه مسافت نزديك است و وقتى نهر تا آنجا ادامه يابد حمل آذوقه اى كه در نواحى جنبلا و سواد كوفه هست ميسر مىشود . خبيث براى انجام اين كار يكى را فرستاد به نام محمد پسر يزيد بصرى ، و به سليمان نوشت كه - نيازهاى وى را از بابت مال برآرد و با سپاه خويش به نزديك وى مقيم شود . پس سليمان با همه سپاه خويش برفت و نزديك به يك ماه در شريطيه اقامت گرفت و فعلگان در نهر نهاد . در اين اثنا سليمان به مردم خسرو شاپور كه اطراف وى بودند مىتاخت . و چنان بود كه از چين و نواحى مجاور آن آذوقه به دو مىرسيد تا وقتى كه ابن ليثويه ، عامل ابو احمد بر جنبلا ، با وى نبرد كرد و چهارده سردار وى را بكشت . . . ( محمد بن حسن گويد چهل و هفت سردار بكشت ) . . . و چندان مردم كه از فزونى به شمار نيايد و اردوگاه او را به غارت داد و كشتيهاى وى را بسوخت ، كشتيها در همان نهرى بود كه به كشيدن آن مىپرداخته بود . پس شكست خورده برفت تا به طهيثا رسيد و آنجا بماند ، جبايى از پى اين حادثه رسيد آنگاه برفت و در محل معروف به برتمرتا بماند و ( 543 سر ملوانى را به نام زنگى پسر مهربان بر كشتيها گماشت . و چنان بود كه سلطان ، نصير را فرستاده بود كه شامرج را به بند كند و به در خلافت ببرد و كارهاى وى را عهده كند . نصير از آن پس كه شامرج را دربند مىبرد در نهر بر تمرتا به زنگى پسر مهربان رسيد و نه كشتى از او گرفت كه زنگى شش كشتى را پس گرفت . . . ( به گفتهء محمد بن حسن ، جباش انكار داشت كه زنگى پسر مهربان چيزى از كشتيها را پس گرفته باشد و پندارد كه نصير همه كشتيها را ببرد . ) . . . و سوى طهيثا رفت و به سليمان نامه نوشت كه سوى وى رفت . سليمان همچنان