محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6475
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گرفت با بسيار غارتى و سلاح ، و به طهيثا بازگشت . محمد گويد : جباش انكار داشت كه در اينجا از تكين يادى رفته باشد . خبر مرد عبادانى را نيز دربارهء تكين نمىدانست و مىگفت هدف جز جعلان نبود . و چنان بود كه خبر سليمان از مردم اردوگاهش نهان مانده بود ، چنان كه شايع كردند كه كشته شده ، جبايى نيز با وى كشته شده ، و سخت هراسان شدند ، سپس خبر وى و نبردى كه با جعلان داشته بود آشكار شد كه آرام شدند و بماندند تا سليمان بيامد و آنچه را كرده بود به خبيث نوشت و علمها و سلاحهايى فرستاد . پس از آن سليمان ، در ذى قعده ، سوى رصافه رفت و به مطر بن جامع تاخت كه در آن وقت آنجا مقيم بود و غنيمتهاى بسيار بدست آورد و رصافه را بسوخت و آن را به غارت داد و علمهايى براى خبيث برداشت و پنج روز رفته از ذى حجه سال دويست و شصت و چهارم سوى شهر خبيث سرازير شد كه عيد را آنجا بگذراند و در منزل خويش باشد . در اين وقت مطر بن جامع به دهكدهء معروف به حجاجيه رفت و بدان تاخت و جمعى از مردم آنجا را اسير كرد . يكى از مردم حجاجيه به نام سعيد عدوى پسر سيد از جانب سليمان ، قاضى آنجا بود كه اسير شد و او را با ثعلب بن - حفص و چهار سردار كه با وى بودند به حرجليه بردند كه در دو فرسخ و نيمى طهيثا بود . جبايى با سوار و پياده ( 539 براى مقابلهء مطر رفت و وقتى بدان ناحيه رسيد كه مطر بدانجا دستبرد زده بود . از آنجا بازگشت و خبر را براى سليمان نوشت و سليمان به روز سه شنبه ، دو روز مانده از ذىحجهء اين سال ، بازگشت . پس از آن جعلان فراخوانده شد و احمد بن ليثويه بيامد و در شديديه بماند ، سليمان به محلى به نام نهر ابان رفت و يكى از سرداران ابن ليثويه را به نام طرناج آنجا يافت كه با وى نبرد كرد و او را بكشت . جباش گويد : كسى كه در آن محل كشته شد بينك بود و طرناج در مازروان