محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6385
تاريخ الطبرى ( فارسي )
دست بدارند و براى هر يك از تركان و امثالشان ، روزانه دو درم معين كرد و براى هر يك از مغربيان يك درم ، از دو گروه و يارانشان نزديك پانزده هزار كس در جوسق و قصرهاى ديگر بر او فراهم آمدند كه كاملى نام ترك از آن جمله بود . از پس بداشته شدن كيغلغ سرپرستى خانهء خلافت با مسرور بلخى بود ، سردار قوم طبايغو بود ، مراقب بداشتگان عبد الله پسر تكين بود . موسى و مفلح و بايكباك از بداشته شدن ابو نصر و حبشون و ديگر بداشتگان خبر يافتند و احتياط خويش را بداشتند ، به روز پنجشنبه ميان آنها و مهتدى فرستادگان و نامه ها رفت . عاقبت مهتدى به روز پنجشنبه يازده روز رفته از رجب با جمع خويش برون شد كه انتظار آمدن آن قوم را مىبرد ، اما كسى نيامد . و چون روز جمعه شد ، دوازده روز رفته از رجب ، اين خبر به صحت پيوست كه موسى با مفلح از راه سامرا به طرف جبل كج شدهاند . ( 461 به روز شنبه بايكباك و يارجوخ و اساتكين و على پسر بارس و سيماى دراز و خطارمش به خانهء خلافت رفتند . بايكباك و احمد بن خاقان نايب وى بداشته شدند و بقيه برفتند . ياران بايكباك و ديگر تركان فراهم آمدند و گفتند : « براى چه سردار ما را بداشتهاند و چرا ابو نصر را كشتهاند ؟ » مهتدى به روز شنبه سوى آنها رفت ، اما ميانشان پيكارى نبود كه بازگشت و به روز يكشنبه برفت كه بر ضد وى فراهم آمده بودند ، او نيز مغربيان و تركان ببرونى و فرغانيان را فراهم آورد ، مسرور بلخى را بر پهلوى راست نهاد ، يار جوخ را بر پهلوى چپ نهاد . مهتدى با اساتكين و طبايغو و ديگر سرداران در قلب بود . وقتى آفتاب گرم شد ، دو قوم به هم نزديك شدند و جنگ آغاز شد . بايكباك را خواستند ، مهتدى سر وى را سوى آنها افكند ، سر را عتاب بن عتاب از دامن