محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6023

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كنار نباشد كه نهان نماند . همچنين براى زينهايشان ركابهاى چوبين بگيرند و بر قرپوسهاى [ 1 ] آن كره ها نهند كه از آن بالاتر باشد و بدان پيوسته باشد و مجاز نباشند كه آن را از قرپوسهاى خويش بردارند تا به اطراف آن برند ، اين را مراقبت كنند تا به همان گونه باشد كه امير مؤمنان گفته كه بدان وادارشان كنند كه آشكار باشد تا بيننده بىتأمل آن را ببيند و چشم آن را بى جستجو بيابد . و بندگان و كنيزانشان را وادار كنند كه هر يك از ايشان كمر بند مىبندد به جاى كمربندهايى كه به كمرشان بوده زنار و كشتى [ 2 ] ببندند . به عاملان خويش در مورد دستورى كه امير مؤمنان در اين باب داده دستور بده ، چنان كه وادارشان كنى كه در انجام آنچه به آنها گفته شده نهايت كوشش كنند و از سستى و طرفگيرى بيمشان دهى و دستورشان دهى كه هر كس در جمع اهل ذمه از سر لجاج يا بىاعتنايى و غيره با اين مخالفت كند ، وى را به معرض عقوبت آرد تا همهء طبقات و گروههايشان به اين طريقه كه امير مؤمنان گفته به آن وادارشان كنند بس كنند . ان شاء الله . « اين را كه نظر و راى امير مؤمنان است بدان و دستورى را كه با نامهء امير مؤمنان به نزد تو آمده ، كه بدان كار كنى ، انشاء الله ، به اطراف قلمرو خويش به نزد عاملانت فرست . امير مؤمنان از خداى يگانه ، پروردگار و مولاى خويش ، مىخواهد كه بر محمد بنده و فرستادهء خويش درود فرستد ، كه درود خداى و فرشتگان خدا بر او باد .

--> [ 1 ] كلمه متن : قرابيس ، جمع قربوس معرب قرپوس فارسى يا تركى ، به گفتهء برهان بلندى پيش زين [ 2 ] كلمه متن : كساتيج ، جمع كستيج ، معرب كشتى ، به گفتهء برهان ريسمانى است كه ترسايان و كافران بر ميان بندند . م