محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6010
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شاهى نام داشت و ديگرى يكدر ، يكدر بيرون درياچه بود و شاهى ميان درياچه بود . درياچه به اندازهء پنجاه فرسنگ است از حد ارميه تا روستاى داخرقان ، ديار محمد بن رواد . شاهى قلعهء ابو بغيث استوار بود و آب ساكن بر آن احاطه داشت كه مردم مردم از اطراف مراغه بر آن تا ارميه مىرفتند ، درياچه ايست كه نه ماهى در آن هست . نه خير . گويند : ابن بغيث به نزد اسحاق بن ابراهيم بداشته بود ، بغاى شرابى در بارهء وى سخن كرد و كفيلان از او گرفته شد . نزديك سى كفيل ، از جمله محمد بن خالد شيبانى به سامرا رفت و آمد داشت . آنگاه سوى مرند گريخت و آنجا آذوقه فراهم آورد - در آنجا چشمه هاى آب هست - و جاهاى آسيب ديده ديوار آن را مرمت كرد . كسانى كه فتنه مىخواستند از ربيعه و ديگران از هر سوى به نزد وى رفتند كه نزديك دو هزار و پانصد كس با وى شدند . ولايتدار آذربايجان محمد بن حاتم هرثمى بود كه در طلب وى كوتاهى كرد . پس متوكل ، حمدويه بن على سعدى را ولايتدار آذربايجان كرد وى را از سامرا بر اسبان بريد روانه كرد و چون آنجا شد سپاهيان و شاكريان و كسانى كه اجابت وى كرده بودند ، به نزدش فراهم آمدند كه با ده هزار كس شد و سوى ابن بعيث هجوم برد و او را به مرند راند كه شهرى است دور آن دو فرسنگ و درون آن بستانهاى بسيار هست و از برون به دور آن درخت هست مگر در محل درها . ابن بعيث در آنجا لوازم حصارى بودن فراهم آورده بود ، در آنجا چشمه هاى آب نيز هست . و چون مدت وى دراز شد ، متوكل زيرك ترك را با دويست هزار سوار از تركان سوى وى فرستاد كه كارى نساخت . آنگاه متوكل عمرو بن سيسيل را با نهصد كس از شاكريان سوى وى فرستاد كه كارى از پيش نبرد . پس بغاى شرابى را با چهار هزار كس از ترك و شاكرى و مغربى را سوى وى فرستاد . و چنان بود كه حمدوية بن على و عمرو بن سيسيل و زيرك به شهر مرند حمله