محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6000

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بر آن نوشته جعفر المتوكل على الله و تعبير آن را از ما خواست . گفتيم : « به خدا اى امير كه خدايت عزيز بدارد اين خلاف است . » راوى گويد : واثق اين را بشنيد و وى را بداشت ، سعيد را نيز با وى بداشت و به سبب اين بر جعفر سخت گرفت . در اين سال سالار حج محمد بن داود بود . ( 156 آنگاه سال دويست و سى و سوم درآمد . سخن از خبر حادثاتى كه به سال دويست و سى و سوم بود از جمله آن بود كه متوكل بر محمد بن عبد الملك زيات خشم آورد و او را بداشت . سخن از اينكه چرا متوكل ابن زيات را بداشت و سرانجام اين كار چه شد ؟ چنان كه گفته‌اند سبب خشم آوردن متوكل بر ابن زيات آن بود كه واثق محمد ابن عبد الملك زيات را به وزارت گرفته بود و كارها را به دو سپرده بود و چنان بود كه واثق در بعضى چيزها بر برادر خويش جعفر متوكل خشم آورده بود و عمر بن فرج رخجى و محمد بن علاء خادم را بر او گماشته بود كه وى را مراقبت ميكردند و هميشه اخبار او را مىنوشتند . جعفر بنزد محمد بن عبد الملك رفت كه از او بخواهد با برادرش واثق سخن كند كه از وى رضايت آورد . وقتى به نزد ابن زيات درآمد مدتى پيش روى او ايستاد ، اما ابن زيات با وى سخن نكرد ، آنگاه به دو اشاره كرد كه بنشيند كه بنشست و چون از نظر در نامه ها فراغت يافت همانند تهديدگرى به دو نگريست و گفت : « براى چه آمده اى ؟ »