محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6365

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بود . » گويد : به بايكباك در اين باره تهنيت گفتم ، گفت : « براى چه ؟ صالح برادر من بود . » وقتى صالح بن وصيف كشته شد سلولى خطاب به موسى شعرى گفت به اين مضمون : « اى موسى ، انتقام خويش را از فرعون سركش گرفتى « و چنان كار كردى كه بايد كرد . « سه كس بودند همگى سر كش و حسادت شعار « كه از سر ستم و تعدى ترا هدف كرده بودند : « وصيف در كرخ مثله شد ، « بغا به نزد پل به آتش و شعله سوخته شد ، « صالح بن وصيف نيز پيكرش در حير « به خاك افتاده و جانش در جهنم است . » در آغاز جمادى الاول اين سال موسى بن بغا و بايكباك سوى مساور جانفروش رفتند ، و محمد بن واثق آنها را بدرقه كرد . در جمادى الاول اين سال نيز مساور بن عبد الحميد با عبيدهء عمرو سى جانفروش مقابل شد ، در كحيل ، كه عقيدتشان مختلف بود و مساور بر عبيده ظفر يافت و او را بكشت . در همين ماه همين سال مساور جانفروش ، با مفلح تلاقى كرد . به من گفتند كه مساور از پس كشته شدن عمر سى از كحيل به سوى اردوگاه موسى و پيوستگان وى رفت كه آسوده بودند . بيشتر يارانش زخمدار بودند و زخمهايشان بهى نيافته بود و از نبردى كه ميان دو گروه رفته بود خسته بودند . با سپاه موسى نبرد انداخت و بر آنها ظفر نيافت . محل تلاقى در كوه زينبى بود مساور و