محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6355

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و گفت : « امير مؤمنان هر چه را خواسته بوديد پذيرفت ، امير مؤمنان را دعا گوييد . » آنگاه نامهء خودشان را به دبيرشان داد كه آن را بخواند با پىنوشتها كه در آن بود ، آنگاه نامهء امير مؤمنان را بر آنها بخواند كه چنين بود : « به نام خداى رحمان رحيم ، « ستايش خداى يگانه را و درود و سلام خداى بر محمد پيمبر و خاندان وى . خداى ما را و شما را به رشاد برد و محفوظتان دارد و شما را بهره خيز كند و كارهايتان را سامان دهد و كارهاى مسلمانان را نيز به سبب شما و به دست شما سامان دهد . « نامهء شما را فهم كردم ، و آن را بر سران شما فروخواندم كه همانند آن گفتند كه شما گفته بوديد ، و چنان خواستند كه شما خواسته بوديد . هر چه را خواسته بوديد پذيرفتم كه سامان و الفت و همسخنى شما را دوست دارم . دستور دادم مقرريهاى شما را مشخص كنند كه مرتب به شما برسد ، نياز به جنبش نداريد . خوشدل باشيد . درود بر شما . خدايتان به رشاد برساند و محفوظ دارد و بهره خيز كند و كارهايتان را سامان دهد و كارهاى مسلمانان را نيز به سبب شما و به دست شما سامان دهد . » و چون خواننده نامه را به سر برد ، ابو القاسم به آنها گفت : « اينان فرستادگان سران شما هستند كه اگر چيزى از آنها به شما رسيده از آن عذر مىخواهند و مىگويند : « شما برادرانيد ، شما از ماييد و پيوسته به ماييد . » فرستادگان سخنانى همانند اين گفتند ، آنها نيز بسيار سخن كردند . آنگاه مكتوبى به امير مؤمنان نوشتند به مضمون نامهء او و شمه اى از آنچه را در نامهء اول ياد كرده بودند در آن آوردند و گفتند كه قانع نمىشوند مگر آنگه پنج دستخط نزد آنها فرستاده شود : يك دستخط در بارهء كم كردن اضافات ، يك دستخط در بارهء پس گرفتن تيولها . يك دستخط در بارهء اينكه دربانان وابسته را از گروه خاصه درآرند و به شمار بيرونيان برند . يك دستخط