محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5980

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در اين باب از او پرسش كرد كه به تشبيه مقر شد و به كفر گويا شد از اين رو امير مؤمنان خون وى را حلال دانست و لعنتش كرد . آنگاه بگفت تا هر كه را به مصاحبت احمد شناخته بود از آنها كه گفته شد تابع وى بوده‌اند جستجو كنند و آنها را در محبسها نهادند . آنگاه بيست و چند كس را كه مشخص بودند در محبسهاى تاريك جا دادند و از گرفتن صدقه اى كه به زندانيان داده مىشد بازشان داشتند و از ملاقات ممنوع شدند و بند آهنين سنگين بر آنها نهادند . ابو هارون سراج را با كسانى ديگر به سامره بردند سپس به بغداد پس آوردند و در محبسها نهادند . موجب گرفتن اين كسان كه به سبب احمد بن نصر دستگير شدند آن بود كه يكى مرد گازر كه در حومه بود بنزد اسحاق بن ابراهيم رفت و گفت : « من ياران احمد بن نصر را به تو نشان مىدهم . » اسحاق كس با وى فرستاد كه آنها را دنبال كنند وقتى فراهم آمدند بر ضد گازر نيز دليلى يافتند كه با آنها محبوسش كردند . نخلستانى در مهرزار داشت كه آن را قطع كردند و منزلش را به غارت دادند . از جمله كسانى كه به سبب احمد بن نصر محبوس شدند گروهى از فرزندان عمرو بن اسفنديار بودند كه در زندان بمردند . يكى از شاعران در بارهء احمد بن ابى داود شعرى گفت به اين مضمون : « همين كه از نزد اياديان بيامدى « مايهء عذاب بندگان خداى شدى ( 140 تو چنان كه گفته اى از قوم ايادى « پس اى ايادى « با اين خلق مدارا كن » در اين سال واثق آهنگ حج داشت و براى آن مهيا شد ، عمر بن فرج را به راه فرستاد كه آن را اصلاح كند كه بازگشت و وى را از كمى آب خبر داد و رأى وى