محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6330
تاريخ الطبرى ( فارسي )
دستور داد كه زنگيان تكبير گفتند سپس به آنها حمله بردند و آنها را تا دبيران رسانيدند . آنگاه غلامان حمله بردند . ابو العباس بن ايمن معروف به ابو الكباش و بشر قيسى پيشاپيش آنها بودند . زنگيان عقب رفتند تا به كوهى رسيدند كه وى بر آن بود . آنگاه سوى آن قوم باز رفتند كه در مقابلشان ثبات كردند . ابو الكباش به فتح حجام حمله برد و او را كشت . به غلامى رسيد به نام دينار كه به از سياهان بود و چند ضربت به او زد . ( 427 آنگاه سياهان بر آنها حمله بردند و به ساحل بيانشان رسانيدند و شمشير در آنها به كار افتاد . ريحان گويد : « محمد بن سلم را ديدم كه به ابو الكباش ضربت زد و او خويشتن را در گل انداخت ، يكى از زنگيان به دو رسيد و سرش را بريد . اما على بن ابان كشتن ابو الكباش و بشر قيسى را به خويشتن منسوب مىداشت ، در بارهء آن روز سخن مىكرد و مىگفت : « اول كسى كه به مقابلهء من آمد بشر قيسى بود كه ضربتى به من زد ، من نيز ضربتى به او زدم ، ضربت وى به سپر من رسيد و ضربت من به سينه و شكم وى رسيد كه بيفتاد . سوى وى رفتم و سرش را برگرفتم ، ابو الكباش نيز با من مقابل شد و به من پرداخت ، يكى از سياهان از پشت سر وى آمد و با عصايى كه به دست داشت به دو ساقش زد و آن را بشكست كه بيفتاد . من سوى او رفتم كه مقاومت نداشت ، وى را كشتم و سرش را بريدم و هر دو سر را به نزد سالار - زنگيان بردم . » محمد بن حسن بن سهل گويد : شنيدم كه سالار زنگيان مىگفت كه على سر ابو الكباش و سر بشر قيسى را به نزد وى آورده بود . گويد : من آنها را نمىشناختم ، به من گفت : « اينان پيشاپيش آن قوم بودند كه من كشتمشان و چون يارانشان كشته شدن آنها را بديدند هزيمت شدند . » ريحان چنان كه از وى آوردهاند گويد : كسان هزيمت شدند و به هر سوى رفتند ، سياهان تا نهر بيان تعقيبشان كردند . نهر به جزر افتاده بود وقتى بدانجا رسيدند در