محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6314

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خيابان [ 1 ] است بر كنار نهر ميمون و آنجا بماند . كار وى به همين گونه بود و سپاهيان بر او فراهم مىشدند تا به روز فطر كه صبحگاهان ميان ياران خويش ندا داد كه براى نماز عيد فطر فراهم آيند ، كه فراهم آمدند . پارويى را كه پرچم وى بر آن بود به زمين كوفت و با آنها نماز كرد و سخنرانىاى كرد و از سختى وضعى كه در آن بوده بودند ياد كرد و اينكه خدا به وسيلهء وى از آن وضع نجاتشان داده كه مىخواهد منزلتشان را بالا ببرد و مالك بندگان و مالها و منزلها كند و به والاترين مقامها برساند ، سپس در اين باره براى آنها قسم ياد كرد . و چون نماز و سخنرانى خويش را بسر برد به كسانى كه گفتار وى را فهم كرده بودند بگفت تا آن را به عجمانى كه فهم نكرده بودند بفهمانند تا بدان خوشدل شوند كه چنين كردند . آنگاه وارد قصر شد و روز بعد آهنگ نهر بور كرد . در آنجا گروهى از ياران وى به حميرى برخوردند كه با گروهى بود و آنها را پس زدند تا به صحرا راندند . سالار زنگيان با همراهان خويش به آنها پيوست و با حميرى و يارانش نبرد كرد كه هزيمت شدند و به دجله رفتند . يكى از سرداران زنگيان كه كينهء ابو صالح داشت ، معروف به قيصر ، با سيصد كس از زنگيان به امانخواهى به نزد وى آمد كه اميدشان داد و وعدهء نكو داد . وقتى زنگيانى كه بر او فراهم آمده بودند بسيار شدند ، سرداران خويش را معين كرد و به آنها گفت : « هر كس از شما كسى را بياورد به دو پيوسته مىشود . » بقولى سرداران خويش را معين نكرد مگر از پس نبرد غلامان در بيان كه سوى شوره زار قندل رفت . و چنان بود كه ابن ابى عون از ولايتدارى واسط به ولايتدارى ابله و ولايت دجله رفته بود . گويند آن روز كه سالار زنگيان سرداران خويش را معين كرد ، به دو خبر رسيد كه حميرى و عقيل با نايب ابن ابى عون كه در ابله بوده بود سوى

--> [ 1 ] تعبير متن : السوق الشارع .