محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6298

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و يارانش را تعقيب كردند تا از در شماسيه بيرونشان كردند . مردمان به منزل ابن اوس رسيدند و هر چه را كه در آن بود غارت كردند . گويند معادل دو هزار هزار درم از او به غارت رفت . آنكه كمتر مىكند گويد : هزار هزار و پانصد هزار . در حدود يكصد شلوار از او به غارت رفت كه آستر سمور داشت ، بجز آنچه آسترهاى پوستى ديگر از همين گونه داشت . معادل هزار هزار درم فرش طبرى خام [ 1 ] و مقصور و مدرج و مقطوح [ 2 ] از او به غارت رفت . پس از آن مردم برفتند و سپاهيان بنا كردند وارد خانه سليمان مىشدند و فزونى مىگرفتند ، غارتيها را همراه داشتند و فرياد مىزدند و كسى مانع و باز - دارندهء آنها نبود . ابن اوس آن شب را با ياران خويش كه به دو پيوسته بودند در شماسيه بسر برد . و چنان بود كه مردم بغداد به خانه هاى محل سكونت او باشان تاخته بودند و آن را غارت كرده بودند و هر كس از آنها را كه در خانه مانده بود به معرض تعرض آورده بودند ، آن گروه به فرار از پى يك ديگر همىرفتند و روز ديگر يكى از آنها در بغداد نمودار نبود . گويند : آن شب سليمان براى ابن اوس جامه و فرش و غذا فرستاد . به قولى محمد آن را پذيرفت و به قولى ديگر پس فرستاد . صبحگاه روز بعد ، حسين بن اسماعيل و مظفر بن سيسل به خانه شاه پسر ميكال رفتند . سران شاكريان و نوبتيان و ديگران نيز به دو پيوستند و بر رغم سليمان بن عبد الله - طاهرى آنجا ببودند . خانه سليمان خلوت ماند و جز جماعتى اندك آنجا نبود . سليمان كه از نيت آن قوم بىخبر بود ، همراه محمد بن نصر خزاعى به آنها پيام داد و زشتى

--> [ 1 ] كلمهء متن [ 2 ] اين كلمات را كه اوصاف فرشهاى آن زمان است به كلمهء ديگر روشنتر از آن مبدل نتوانستم كرد . ( م )