محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6296

تاريخ الطبرى ( فارسي )

وقتى روز جمعه رسيد ، سيزده روز رفته از ماه رمضان ، جمعى از سپاهيان و شاكريان با گروهى از مردم فراهم آمدند و شبانه به در زندان باب الشام رفتند . در زندان را شكستند و همان شب بيشتر كسانى را كه در آنجا بودند آزاد كردند . از مجرمانى كه در زندان بودند هيچكس نماند بجز ناتوان و بيمار يا دربند . از جمله كسانى كه آن شب برون شدند تنى چند از ياران مساور بن عبد الحميد جانفروش بودند ، آن مروروذى مضروب محمد بن اوس نيز با جمعى از كسانى كه حكومت براى دستگيريشان نزديك پنجاه هزار هزار خرج كرده بود برون شدند . صبحگاه جمعه در زندان باز بود ، هر كه توان راه رفتن داشت برفت و هر كه توان رفتن نداشت برايش مركوبى كرايه كردند كه برنشيند . هيچكس مانع و بازدارنده از اين كار نبود و اين مهمترين سببى بود كه خاصه و عامه را برانگيخت تا مهابت سليمان بن عبد الله را از ميان بردارند . در زندان باب الشام با آجر و گل مسدود شد . دانسته نشد كه ابراهيم بن اسحاق يا يكى از يارانش در آن شب جنبشى داشته باشند ، اما مردم گفتند كه رخ داد زندان باب الشام به سبب آن بود كه مرد مروروذى كه ابن اوس تازيانه اش زده بود ( 402 خلاصى يابد . پنج روز از اين رخداد نگذشته بود كه ابن اوس با حسين بن اسماعيل در باره مال نوبتيان به كشاكش برخاست كه محمد بن اوس آن را براى ياران خويش مىخواست و حسين مانع بود و در اين باب ميانشان سخنها رفت كه كار غليظ تر شد و محمد به تعرض برفت . فرداى آن روز ، صبحگاه محمد بن اوس به خانهء سليمان رفت ، حسين بن اسماعيل و شاه پسر ميكال وابسته طاهر نيز برفتند . مردم نيز بر در سليمان حاضر شدند . ميان ياران ابن اوس كه بر در بودند و نوبتيان گفتگويى رفت كه در اثناى آن صداها برخاست . ياران ابن اوس و نوآمدگان ، سوى جزيره شتافتند ، ابن اوس و فرزندانش نيز عبور كردند و به نزد آنها رفتند . مردم از هر سوى بانگ « سلاح برگيريد » زدند . حسين بن -