محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6293

تاريخ الطبرى ( فارسي )

راغب تر مىشد . از يكى كه از كار آنها خبر مىداد پرسيدند چگونه حسن بن مخلد چون دو يارش محنت نديد ؟ گفت : « به دو سبب : يكى آنكه در اولين وهله با صالح راست گفت و دليلها نمود كه گفتهء وى درست است كه به دو وعده داده بود كه اگر راست گويد او را ببخشد و در اين باب براى وى قسم ياد كرده بود . ديگر آنكه امير مؤمنان در بارهء وى سخن كرده بود و گفته بود كه كسانش او را حرمت مىكنند و فهمانيده بود كه خوش دارد كار وى سامان گيرد و صالح را از شدت عمل در بارهء وى بازداشت . » گويد : راى من چنان بود كه اگر مدتى بگذرد و او به دست صالح باشد ، آزادش مىكند و به سلامت مىدارد . صالح در كار دبيران به گرفتن اموال خودشان و اموال فرزندانشان بس نكرد . نزديكان و خويشاوندانشان را نيز بيم داد كه اموالشان را مىگيرد و به پيوستگانشان نيز مىرسد . سيزده روز رفته از ماه رمضان همين سال زندان بغداد را گشودند و سپاهيان شاكرى و نوبتى به بغداد بر ضد محمد بن اوس بلخى بپاخاستند . سخن از سبب قيام سپاهيان بغداد بر ضد محمد بن اوس - بلخى و سرانجام كارشان گويند سبب آن بود كه محمد بن اوس بلخى با سليمان بن عبد الله طاهرى به بغداد آمده بود و سالار سپاهى بود كه با سليمان از خراسان آمده بودند و اوباشى كه سليمان در رى استمالتشان كرده بود و نامشان در عراق به ديوان سلطان نبود و سليمان در باره آنها دستورى نيافته بود . رسم آن بود كه كسانى كه با وى از خراسان به عراق آمده بودند به مقدارى كه امثالشان در خراسان مىگرفتند از مال املاك ورثهء ذو اليمينين