محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6266
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شدند . بندار و يارانش هزيمت شدند و جانفروشان آنها را گروه از پس گروه جدا مىكردند و همه را مىكشتند . بندار به هزيمت ، دور برفت كه تعقيبش كردند و نزديك تل عكبرا در حدود چهار فرسنگ از محل نبرد به دو رسيدند و او را كشتند و سرش را بر نهادند . از ياران بندار نزديك پنجاه كس نجات يافتند و به قولى يكصد كس كه وقتى خارجيان به گروههاى جداشدگان مشغول بودند ، از نبرد دورى گرفته بودند . خبر بندار به مظفر رسيد كه در دسكره بود و از آنجا دور شد و به نزديك بغداد رفت . پس از عيد فطر خبر كشته شدن بندار به محمد بن عبد الله رسيد . گويند كه وى از غم حادثهء بندار و كشته شدنش چنان كه رسم وى بود ننوشيد و به سرگرمى نپرداخت . پس از آن مساور بىدرنگ سوى حلوان رفت . مردم آنجا به مقابلهء وى برون شدند و با او نبرد كردند ، چهار صد كس از آنها كشته شد و گروهى از ياران جانفروش را كشتند . گروهى از حج گزاران خراسان كه در حلوان بودند و به كمك مردم حلوان برخاسته بودند نيز كشته شدند . پس از آن جانفروشان برفتند . خبر درگذشت محمد ابن عبد الله طاهرى شب چهاردهم ذى قعدهء همين سال ماه گرفت ، كه همهء آن محو شد يا بيشتر آن نهان شد . چنان كه گفتهاند ، با پايان يافتن ماه گرفتگى محمد بن عبد الله طاهرى درگذشت . بيمارى وى كه از آن درگذشت قرحه هايى بود كه به گلو و سرش زد و او را كشت . گويند : قرحه هايى كه به گلو و سر وى بود ، فتيله در آن مىنهادند . وقتى بمرد ، برادرش عبيد الله و طاهر پسرش در بارهء نماز كردن بر او نزاع كردند . عاقبت پسرش