محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6261

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نزديك به هشت كس ، از آن جمله خلنجى ، و خصاف ، و نامه هاى آنها را نوشت . اما شفيع خادم و محمد بن ابراهيم و عبد السميع بن هارون جعفرى در ميان افتادند و گفتند : « اينان از ياران ابن ابى دواد بوده‌اند و رافضيند و قدريند و زيديند و جهميند . » كه معتز بگفت تا آنها را برانند و سوى بغداد فرستند . عامه به خصاف تاختند و ديگران به بغداد رفتند و ضبى بجز مظالم از كارهاى ديگر برداشته شد . گويند : در اين سال مقدار مقررى تركان و مغربيان و شاكريان را معين كردند ، مبلغى كه سالانه مورد نياز آنها بود دويست هزار دينار بود و اين خراج دو ساله همه مملكت [ 1 ] بود . در اين سال ابو الساج سوى راه مكه رفت . چنان كه گفته‌اند سبب آن بود كه وقتى كار وصيف سامان يافت و معتز انگشتر خويش را به دو داد و به ابو الساج نوشت و دستور داد ( 372 كه سوى راه مكه رود و آن را اصلاح كند و مال و چيزهاى بايسته براى وى فرستاد و او آماده شدن گرفت اما محمد بن عبد الله نامه نوشت و خواست كه راه مكه با وى شود كه اين پذيرفته شد و ابو الساج را از جانب خويش فرستاد . در اول ذى حجه عيسى بن شيخ ولايتدار رمله شد و نايب خويش ابو المغرا را آنجا فرستاد . گويند وى براى اين ، چهل هزار دينار به بغا داد ، يا براى وى تعهد كرد . در اين سال وصيف به عبد العزيز بن ابى دلف در بارهء گماشتن وى بر جبل نامه نوشت و خلعتهايى براى او فرستاد كه اين كار را از جانب وصيف عهده كرد . در اين سال محمد بن عمرو جانفروش در ديار ربيعه كشته شد ، نايب ايوب بن احمد او را كشت ، به ماه ذى قعده . در اين سال معتز بر كنجور خشم آورد و دستور داد تا او را در جوسق بداشتند ،

--> [ 1 ] كلمهء متن .