محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5971
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از اينكه چرا مردم بنى سليم در بداشتنگاه بغا كشته شدند ؟ و حكايت كارشان گويند : بغا وقتى بنى هلال در ذات عرق به نزد وى شدند و كسانى از آنها را كه ياد كردم گرفت به آهنگ عمرهء محرم برفت . پس از آن به مدينه بازگشت و همه كسانى از بنى هلال را كه گرفته بود و به نزد خويش بداشته بود با همه كسانى كه از بنى سليم گرفته بود ، همه را در خانهء يزيد به معاويه فراهم آورد ، در غلها و قيدها ، مردم بنى سليم چند ماه پيش از آن بداشته شده بودند . آنگاه بغا سوى بنى مره رفت . در اين وقت نزديك يك هزار و سيصد كس از بنى هلال در بداشتنگاه مدينه بودند كه از خانه نقب زدند كه برون شوند ، يكى از زنان مدينه نقب را بديد و مردم مدينه را بانگ زد كه بيامدند و ديدند كه داشتگان بر گماشتگان خويش تاخته و يك يا دو كس از آنها را كشتهاند و بعضيشان يا همگيشان برون شدهاند و سلاح گماشتگان را گرفتهاند . همهء مردم مدينه از آزاد و برده بر ضد آنها فراهم آمدند ( در آن وقت عامل مدينه عبد الله بن احمد هاشمى بود ) و نگذاشتند برون شوند و شب را در اطراف خانه بسر كردند و آنها را در محاصره داشتند تا صبح شد . قيام بداشتگان به شب جمعه بود . از آن روز كه غزيرة بن قطاب به آنها گفته بود من روز شنبه را شوم مىدانم . ( 133 مردم مدينه همچنان نبرد را دنبال مىكردند و بنى سليم با آنها نبرد مىكردند ، اما مردم مدينه بر آنها غلبه يافتند و همگيشان را بكشتند . و چنان بود كه غزيره رجز مىگفت و شعرى مىخواند به اين مضمون : « عبورى بايد اگر چه در تنگ باشد « كه من غزيرهام پسر قطاب « مرگ براى مرد از عار بهتر است