محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6208
تاريخ الطبرى ( فارسي )
روى آنها نماند و اين به هنگام نماز صبح بود . ابن طاهر كس به طلب سرداران فرستاد و خود با سلاح بر نشست و بر در بن بست صالح مسكين بايستاد تا سرداران بيامدند كه آنها را سوى در انبار و در بغواريا فرستاد و همه درهايى كه در سمت غربى بود و آنجا را پر از مرد كرد ، بغا و وصيف برنشستند . بغا با ياران و فرزندان خويش سوى در بغواريا رفت ، شاه بن ميكال و عباس پسر قارن و حسين بن اسماعيل به در انبار شدند ، با غوغاييان و درون در با تركان روبرو شدند ، عباس پسر قارن به آنها تاخت و چنان كه گفتهاند در يك مرحله گروهى از تركان را بكشت و سرهاشان را به در ابن - طاهر فرستاد . مردم بر اين درها ، بر تركان فزونى گرفتند و آنها را پس زدند و از آن پس كه گروهى از آنها كشته شد بيرونشان كردند . بغاى شرابى با گروهى انبوه به در بغواريا رفته بود . وقتى آنجا رسيد كه تركان غافل بودند كه گروهى بسيار از آنها را بكشت و بقيه گريزان شدند و از در برون شدند . بغا همچنان تا پسينگاه با آنها به نبرد بود ، پس از آن هزيمت شدند و برفتند و او كسان بر در گماشت كه آن را محفوظ دارند و سوى در انبار رفت و كس فرستاد كه گچ و آجر [ 1 ] آوردند و دستور داد در را مسدود كنند . در همين روز بر در شماسيه نيز پيكارى سخت بود كه چنان كه گفتهاند جمع بسيار از دو گروه كشته شد و جمعى ديگر زخمدار شدند ، چنان كه گويند آنكه در اين روز با تركان پيكار كرد يوسف بن يعقوب قوصره بود . ( 332 در اين سال محمد بن عبد الله به مظفر بن سيسل دستور داد كه در ياسريه اردو زند كه چنين كرد ، آنگاه به كناسه انتقال يافت تا وقتى كه بالفردل پسر ايزنجيك [ 2 ] اشروسنى بنزد وى آمد كه بگفت تا گروهى مزدور براى وى بگيرند و كسانى از شاكريان را نيز به دو پيوست و بگفت تا مظفر را به دو پيوسته كنند و در كناسه اردو زند و كارشان يكى باشد و آن ناحيه را مضبوط دارد .
--> [ 1 ] كلمهء متن . [ 2 ] كلمه از چاپ قاهره گرفته شده در چاپ اروپا مكحول لعحل آمده بى هيچ نقطه . ( م )