محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6198
تاريخ الطبرى ( فارسي )
رسيدند . ( 323 بيشتر چيزهاى غارتى همراه ياران ابو السنا بود ، حسين و هزيمتيان به روز سه شنبه شش روز رفته از جمادى الاخر به ياسريه رسيدند . حسين يكى از بازرگانان را با جمعى از آنها كه اموالشان از دست رفته بود در اردوگاه خود بديد كه به دو گفت : « ستايش خدا را كه روى ترا سپيد كرد به دوازده روز برفتى و به يك روز باز آمدى . » و از وى تغافل نمود . ابو جعفر گويد : از جمله چيزها كه در بارهء حسين بن اسماعيل و سرداران و سپاهيان همراه وى كه محمد بن عبد الله آنها را در اين سال از بغداد براى نبرد تركان و مغربيان و جلوگيرى از دست اندازيشان به انبار و اطراف آن فرستاده بود به ما رسيده اينست كه وقتى به بازگشت از هزيمتيان كه به ياسريه رسيده بودند در آنجا در بستان ابن حرورى اقامت گرفت . كسانى از هزيمتيان كه به ياسريه رسيده بودند در سمت غربى ياسريه اقامت گرفته بودند و از عبور ممنوع بودند . در بغداد بانگ زده بودند كه هر كس از سپاهيان حسين كه وارد آنجا شده در اردوگاه حسين به وى پيوسته شود كه سه روز مهلت داده بودند و هر كس از آنها كه پس از سه روز در بغداد يافت مىشد ششصد تازيانه اش مىزدند و نامش از ديوان محو مىشد . كسان روان شدند . خالد بن عمر در آن شب كه حسين آمده بود دستور يافت كه با ياران خود در محول اردو زند ، آن شب مقررى ياران خويش را در سرج بداد و ميان ياران وى كه در محول بودند بانگ زدند كه به دو پيوسته شوند . ميان مزدوران قديم كه به وسيلهء ابو الحسين يحيى بن عمر در كوفه اجير شده بودند و پانصد كس بودند و ياران خالد كه نزديك هزار كس بودند ندا دادند كه در محل اردو زدند به روز سه شنبه هفت روز رفته از جمادى الاخر . ابن طاهر صبحگاه همان شب كه حسين آمده بود به شاه پسر ميكال دستور داد كه پيش روى وى رود و نگذاردش كه به بغداد درآيد . شاه او را در راه بديد و سوى