محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6170
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خويش را استوار دارند و مادام كه توانند از پيكار دست بدارند . دوستان اندرز گفتن آغاز كردند اما گمراهان پيمان شكن پيكار آغازيدند و روزى چند با گروهها و لوازمشان با آنها پنجه انداختند كه به تعداد خويش مينازيدند و پنداشتند كه كس را بر آنها چيرگى نيست . نمىدانستند كه قدرت خداى از قدرت آنها برتر است و تقدير وى به خلاف اراده شان روان است و احكام وى عادلانه است و بسود اهل حق و بر ضد آنها نافذ . « تا وقتى كه روز شنبه شد و نيمه صفر ، همگان به در شماسيه آمدند ، پرچمهايشان را گسترده بودند ، شعار خويش را ندا دادند و در پناه اسلحهء خويش جا گرفتند و هر كه را به معرض ديدشان بود به ريختن خون و اسارت زنان و غارت اموال تهديد كردند ، دوستان اندرزگويى آغاز كردند اما گوش نگرفتند ، با تذكار به پيكارشان رفتند اما اعتنا نكردند ، پيكار آغاز كردند و تذكار را به يكسو افكندند . در اين وقت دوستان به آنها تاختند و از خدا بر ضدشان يارى خواستند و اعتمادشان به خداى قوت يافت و نصرتشان به سبب وى نفاذ گرفت . « پيكار همچنان در ميانشان بود ، تا به هنگام پسين آن روز و خداى از محافظان و سواران و سران و پيشروان باطلشان گروهى را بكشت به شمار بسيار و بيشترشان زخم سخت برداشتند كه به هر كه رسد هلاكش كند . « وقتى دشمنان خداى و دشمنان دين خداى ديدند كه گمانهايشان نادرست بود و ميان آنها و آرزوهايشان حايل آمد و سرانجام مايهء حسرتشان شد سپاهى از سامره روان كردند از تركان و مغربيان با لوازم و شمار و نيرو و سلاح بر جانب غربى كه خواستار دستاندازى بودند و اميد داشتند كه مردم آنجا را كه برادرانشان در سمت شرقى به نبرد دشمنان مشغول بودند آسيبى بزنند . « اما محمد بن عبد الله وابستهء امير مؤمنان ، هر دو سمت را ( 301 از مردم و لوازم انباشته بود و به هر طرف كسانى را گماشته بود كه به حفاظت و حراست آن قيام كنند و زحمت