محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5963
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كرد ، احمد بن اسرائيل را به اسحاق بن يحيى سالار كشيكبانان داد و بگفت تا هر روز ده تازيانه اش بزند و چنان كه گفتهاند نزديك به هزار تازيانه به او زد كه هشتاد هزار دينار پرداخت . از سليمان بن وهب دبير ايتاخ چهار صد هزار دينار گرفت . از حسن بن وهب چهارده هزار دينار . از احمد بن خصيب و دبيران وى هزار دينار ، از ابراهيم بن رباح و دبيران وى صد هزار دينار ، از نجاح شصت هزار دينار ، از ابو الوزير به مسالمت يكصد هزار و چهل هزار دينار و اين بجز آن بود كه از عاملان به سبب عملكردشان گرفت . محمد بن عبد الملك با ابن داود و ديگر عمال مظالم دشمنى كردن گرفت كه كاويده شدند و بداشته شدند . اسحاق بن ابراهيم را نشانيدند كه در كارشان نگريست . براى مردم كسان نهادند و همه گونه زحمت ديدند . سخن از سببى كه انگيزهء واثق شد كه دبيران را بداشت و به پرداخت ملزم داشت از عزون بن عبد العز انصارى آوردهاند كه گويد : در اين سال شبى به نزد واثق بوديم كه گفت : « امشب رغبت نبيذ ندارم ، بياييد امشب گفتگو كنيم ، پس در ايوان ميانه نشست ، در قصر هارونى در ساختمان نخستين كه ابراهيم بن رباح آن را بنيان كرده بود . بر يك طرف اين ايوان گنبدى بود كه بر آسمان بالا رفته بود و همانند تخم مرغى سپيد بود مگر به مقدار يك ذراع ، چنان كه چشم مىديد ، كه به دور گنبد در وسط ، چوب ساج بود منقش و پوشيده از لاجورد و طلا ، كه آن را گنبد كمربند مىگفتند و آن ايوان را ايوان گنبد كمربند مىگفتند . ( 126 گويد : همه شب را گفتگو داشتيم ، واثق گفت : « يكى از شما مىداند كه چرا