محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6160

تاريخ الطبرى ( فارسي )

دارند . وقتى روز دوشنبه شد ، ده روز رفته از صفر ، پيشتازان تركان به در شماسيه رسيدند و نزديك آن توقف كردند ، محمد بن عبد الله ، حسين بن اسماعيل و شاه پسر ميكال و بندار طبرى را با همراهانشان روانه كرد و قصد داشت براى نبردشان برنشيند ، اما شاه بنزد وى بازگشت و به دو خبر داد كه با همراهان خويش به در شماسيه رسيده و چون تركان بيرقها و پرچمها را ديده‌اند كه به طرفشان مىرود سوى اردوگاه خويش بازگشته‌اند . پس شاه و حسين برفتند و محمد آن روز از برنشستن چشم پوشيد . وقتى روز سه شنبه شد ، يازده روز رفته از صفر ، محمد بن عبد الله مصمم شد سپاهيان را سوى قفص فرستد كه سپاه خويش را آنجا سان ببيند و بدين سان تركان را بترساند . وصيف و بغا نيز زره به تن با وى برنشستند ، محمد زره اى داشت كه سينهء زرهء طاهر ، روى آن بود و ساقى آهنين داشت . فقيهان و قاضيان را نيز همراه خويش برد . قصد داشت تركان را دعوت كند كه از اصرار در سركشى و لجاج و عصيان باز آيند ، كس فرستاد و امان به آنها عرضه كرد به شرط آنكه ابو عبد الله وليعهد باشد از پى مستعين كه اگر امان را نپذيرفتند ، به روز چهارشنبه دوازده روز رفته از صفر ، صبحگاهان نبرد آغاز كند . پس سوى در قطربل رفت و با وصيف و بغا بر كنار دجله فرود آمد و به سبب كثرت مردم پيشتر نتوانست رفت . از جانب شرقى دجله محمد بن راشد مغربى راهشان را گرفت . پس از آن محمد بازگشت . روز بعد فرستادگان عبد الرحمن بن خطاب ، وجه الفلس ، و علك سردار و سردارانى كه با آنها بودند به نزد محمد آمدند و خبر دادند كه تركان به ايشان نزديك شده‌اند و آنها به اردوگاه خويش در رقه شماسيه بازگشته‌اند و فرود آمده‌اند و خيمه زده‌اند . محمد به آنها پيام داد كه نبرد آغاز نكنيد اگر با شما به نبرد آمدند با آنها نبرد