محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6134
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« انتقامى است كه توفيق آن مسلم است . » و چنان بود كه مستعين ، كلباتكين را به كمك حسين و پشتيبانى وى فرستاد بود و او وقتى به حسين رسيد كه آن قوم هزيمت شده بودند و يحيى كشته شده بود كه به آهنگ كوفه برفت ، متصدى بريد نيز با آنها بود به جمعى از ياران يحيى رسيد كه گوسفند و خوراكى همراه داشتند و رو به سپاه يحيى داشتند كه شمشير در ايشان نهاد و آنها را بكشت . پس از آن به كوفه درآمد ، ( 271 مىخواست آنجا را غارت كند و شمشير در مردمش نهند كه حسين او را منع كرد و سياه و سپيد را امان داد و روزى چند در كوفه ببود ، سپس از آنجا برفت . در اين سال در ماه رمضان حسن بن زيد طالبى قيام كرد . سخن از اينكه چرا حسن ابن زيد طالبى قيام كرد ؟ جمعى از مردم طبرستان و ديگران به من گفتهاند كه سبب آن بود كه وقتى كشته شدن يحيى بن عمر به دست محمد بن عبد الله طاهرى سر گرفت و ياران و سپاهيان وى پس از كشته شدن يحيى وارد كوفه شدند ، مستعين از خالصجات [ 1 ] سلطان در طبرستان تيولها به دو داد . از جمله اين تيولها كه به دو داد ، تيولى بود مجاور ديلم نزديك دو مرز طبرستان يعنى كلار و سالوس ( چالوس ) و مقابل آن زمينى بود كه مردم ناحيه را از آن فايدتها بود ، جاى هيزم گرفتنشان بود و چراگاه گوسفندان و محل رها كردن چهار - پايان ، هيچكس مالك آن نبود ، بلكه صحرايى بود از زمينهاى باير كه جنگلها و درختان و علف داشت . چنان كه به من گفتهاند محمد بن عبد الله برادر دبير خويش ، بشر بن هارون نصرانى را كه وى را جابر مىگفتند فرستاد كه سرزمينى را كه تيول وى شده بود به تصرف آرد . در آن وقت عامل طبرستان سليمان بن عبد الله بود كه نايب
--> [ 1 ] كلمهء متن : صوافى