محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6130
تاريخ الطبرى ( فارسي )
را همراه وى بود از اسب و مال بگرفت . پس از آن يحيى بن عمر از كوفه سوى سواد رفت و به محلى رسيد كه آن را بستان مىگفتند ، يا نزديك آن ، در سه فرسنگى جنبلاء و در كوفه نماند . جمعى از زيديان پيرو او شدند . جمعى از بدويانى كه نزديك آن ناحيه بودند و مردم دشتها و سيب پايين تا بيرون واسط بر يارى وى متفق شدند . آنگاه در بستان بماند و جمع وى بسيار شد . محمد بن عبد الله ، حسين بن اسماعيل را به نبرد وى فرستاد و جمعى از سرداران دلير و جنگاور خويش را چون خالد بن عمران و عبد الرحمن بن خطاب ، معروف به وجه الفلس ، و ابو السنا غنوى و عبد الله بن نصر و سعد ضبابى و از اسحاقيان احمد بن محمد فضلى و جمعى از خواص خراسانيان و ديگران را به دو پيوست . حسين بن اسماعيل برفت و روبروى هفندى مقابل يحيى جاى گرفت . اما حسين ابن اسماعيل و همراهان وى به طرف يحيى نمىرفتند . يحيى آهنگ بحريه كرد ( 268 كه دهكده اى است در پنج فرسخى قسين . اگر حسين مىخواست به دو برسد ، رسيده بود . آنگاه يحيى در سمت شرق سيب برفت ( حسين در مغرب آن بود ) تا به احمد آباد رسيد و به طرف ناحيه سورا عبور كرد . سپاهيان به هر ناتوانى مىرسيدند كه از پيوستن به يحيى باز مانده بود او را مىگرفتند . كسانى از مردم اين دهكده ها را كه سوى يحيى روان بودند ، متوقف ميكردند . احمد بن فرج معروف به ابن فزارى متصدى كمكهاى سيب بود از جانب محمد بن عبد الله طاهرى . وى پيش از آنكه يحيى بيايد آنچه را از حاصل سيب به نزد وى فراهم آمده بود ببرد كه يحيى بدان دست نيافت . آنگاه يحيى بن عمر سوى كوفه رفت كه عبد الرحمن بن خطاب ، وجه الفلس ، با وى مقابل شد و به نزديك پل كوفه با وى نبردى سخت كرد . عبد الرحمن بن خطاب هزيمت شد و به طرف شاهى عقب نشست . حسين بن اسماعيل به دو رسيد و آنجا اردو زد . يحيى بن عمر وارد كوفه شد . زيديان بر او فراهم آمدند . به شخص مورد رضايت