محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6126
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از اينكه چرا اوتامش كشته شد ؟ گويند : وقتى خلافت به مستعين رسيد دست اوتامش و شاهك خادم را در بيت المالها باز گذاشت و هر چه را در آن مىخواستند كرد ، روا دانست ، در بارهء خويشتن نيز چنين كرد و از هر چه مىخواست كرد بازنماند . دبير وى سلمهء نصرانى بود ، اموالى كه به نزد سلطان مىرسيد بيشترش به اين سه كس مىرسيد . اوتامش به اموالى كه در بيت المالها بود پرداخت و آن را جاروب كرد . مستعين پسر خويش عباس را زير سرپرستى اوتامش نهاده بود و هر چه از اموال از اين سه كس فزون بود ، عباس آن را مىگرفت و صرف مخارج و مقاصد خويش ميكرد . در آن وقت دليل . متصدى ديوان املاك مستعين بود كه از آن جمله اموال گرانقدر تيول خويش كرد . وابستگان مالها را مىنگريستند كه نابود مىشد و آنها در سختى بودند ، اوتامش كه يار مستعين بود و همه كارهء وى بود و بر او تسلط داشت ، كارهاى خلافت را روان مىداشت ( 264 و وصيف و بغا از همه چيز بر كنار بودند از اين رو وابستگان را بر ضد اوتامش تحريك كردند و همچنان بر ضد وى تدبير ميكردند تا تدبيرشان استوار شد و تركان و فرغانيان بر اوتامش خشم آوردند و از جمع آنها مردم دور و كرخ بر ضد وى قيام كردند و اردو زدند و اين به روز پنجشنبه بود دوازده روز رفته از ماه ربيع الاخر همين سال . پس سوى اوتامش رفتند كه با مستعين در قصر بود ، خبر به دو رسيد و خواست بگريزد ، اما نتوانست ، خواست پناهى مستعين شود كه پناهيش نكرد . روز پنجشنبه و روز جمعه را بدينسان ببودند و چون روز شنبه شد وارد قصر شدند و اوتامش را از جايى كه در آن نهان شده بود بيرون كشيدند كه كشته شد . دبيرش شجاع بن قاسم نيز كشته شد . اوتامش به غارت رفت و چنان كه شنيدم اموال گزاف و اثاث و فرش و لوازم از آن گرفتند . وقتى اوتامش كشته شد ، مستعين ابو صالح ، عبد الله بن محمد يزدادى ، را به