محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6118

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و به دو صف اشروسنيان كه واجن به صفشان كرده بود ، حمله بردند كه درهم ريختند ، و بهم پيوستند ، گروهى از سپيدپوشان و شاكريان كه به نزد باب العامه بودند بيامدند و فزونى گرفتند مغربيان و اشروسنيان به آنها حمله بردند و هزيمتشان كردند تا وارد در بزرگشان گرديد كه به نام زرافه و عزون شهره بود ، جمعى از آنها نيز به معتزيان حمله بردند و پسشان راندند تا از خانه برادر عزون بن اسماعيل گذشتند و به تنگناى راه افتادند ، معتزيان آنجا توقف كردند . اشروسنيان تنى چند از آنها را با تير زدند و با شمشير ضربت زدند و جنگ در ميانشان افتاد . معتزيان و غوغاييان تكبير گفتن آغاز كردند و بسيار كس از ميانه كشته شد تا وقتى كه سه ساعت از روز برفت ، آنگاه تركان برفتند كه با احمد بن محمد معتصمى بيعت كرده بودند ، از راه مجاور عمرى و بستانها رفتند . وابستگان پيش از رفتنشان ، از هاشميان و ديگر كسان و مرتبتدارانى كه در خانهء خلافت بودند ، بيعت گرفتند . مستعين از باب العامه برون شد و سوى هارونى رفت و شب را آنجا بماند . اشروسنيان سوى هارونى رفتند ، بسيار كس از دو گروه كشته شده بود ، گروهى از اشروسنيان وارد خانه هايى شده بودند كه غوغاييان به آنها دست يافتند و زره ها و سلاح و جوشنها و اسبانشان را گرفتند . غوغاييان و غارتيان كه سوى هارونى مىرفتند وارد دار العامه شدند و خزانه اى را كه سلاح و زره ها و جوشنها و شمشير و لگامهاى مرزى در آن بود غارت كردند و بسيار از آن برگرفتند ، مىشد كه يكيشان با يك جوشن و چند نيزه و بيشتر مىرفت ، از خانهء ارمش بن ابى - ايوب ، به نزديك فقاع فروشان ، سپرهاى خيزران و نيزه هاى بىسر غارت كردند . نيزه و شمشير به دست غوغاييان و حماميان و پسران باقلا فروش فراوان شد [ 1 ] آنگاه جمعى از تركان و از جمله بغاى صغير از در زرافه سوى آنها شدند و از خانه بيرونشان راندند ، تعدادى از آنها را بكشتند و اندكى بازماندند ، سپس هر دو گروه برفتند و كشته در

--> [ 1 ] تعبير متن : غلمان الباقلى .