محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6107
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در اين وقت منتصر به آنها گفت : « خدا براى شما و مسلمانان نيكى آورد . » آنگاه برخاست و به درون رفت ، وى براى مردم نشسته بود و آنها را به نزديك خويش نشانيده بود ، در بارهء خلع آنها نامه اى به عاملان نوشت و اين در صفر سال دويست و چهل و هشتم بود . نسخه نامهء المنتصر بالله به ابو العباس محمد بن عبد الله طاهرى وابستهء امير مؤمنان در بارهء خلع ابو عبد الله معتز و ابراهيم مؤيد : « از بندهء خدا محمد امام ، المنتصر بالله ، امير مؤمنان ، به محمد بن عبد الله وابستهء امير مؤمنان . اما بعد ، خداى كه وى را در قبال نعمتهايش ستايش و به داده هاى نكويش سپاس ، متصديان اين كار و خليفگان خويش را نگهبانان ما حصل رسالت پيمبر خدا كرد ، صلى الله عليه و سلم ، و مدافعان دين و دعوتگران حق و مجريان احكام خويش ، حرمتى را كه خاص آنها كرد ، موجب قوام بندگان و صلاح ولايت كرد و رحمت عام مخلوق خويش ، اطاعتشان را فرض كرد و قرين اطاعت خويش و اطاعت پيمبر خويش ، محمد ، صلى الله عليه و سلم كرد و آن را در تنزيل محكم خويش واجب كرد از آن روز كه موجب آرامش جماعتهاست و همآهنگى خواستها و بسته شدن شكاف و امنيت راهها و قهر دشمن و حفظ حريم و بستن مرزها و نظم كارها ، و فرمود : « خدا را فرمان بريد و پيغمبر و كارداران خويش را فرمان بريد [ 1 ] » پس خليفگان خداى كه نعمت بزرگ خويش را به آنها داده و والاترين مراتب حرمت را خاص ايشان كرده و وسيلهء رحمت و سبب رضا و ثواب خويششان كرد ، مكلفند كه در هر حالى كه رخ مىدهد رضاى او را مرجح دارند و حق وى را در بارهء خويشتن و خويشان نزديكتر و نزديكشان به پا دارند و كوشش آنها در هر چه مايهء تقرب خدا عز و جل مىشود با وضعى كه نسبت به دين و ولايتى كه بر مسلمانان دارند ، متناسب باشد . امير مؤمنان به سبب دلبستگى به خداى و تذلل در قبال عظمت اوى از خدا مىخواهد كه در آنچه به دو سپرده
--> [ 1 ] . . . أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ 4 : 59 ( سورهء نساء 4 آيه 59 )