محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6070
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنگاه سال دويست و چهل و ششم درآمد . سخن از خبر حادثاتى كه به سال دويست و چهل و ششم بود : از جمله ، غزاى تابستانى عمر بن عبد الله اقطع بود كه هفت هزار سر [ 1 ] آورد و غزاى قربياس كه پنجهزار [ 2 ] سر آورد و غزاى فضل بن قارن بود به دريا با بيست كشتى كه قلعهء انطاكيه را بگشود و غزاى تابستانى على بن يحيى ارمنى كه پنجهزار سر [ 3 ] آورد ، با نزديك ده هزار اسب و يابو و خر . در اين سال متوكل به شهرى كه در ماحوزه بنيان كرده بود انتقال يافت و به روز عاشوراى همين سال در آنجا منزل گرفت . در اين سال ، در ماه سفر مبادلهء اسيران بود به دست على بن يحيى ارمنى كه دو هزار و سيصد و شصت و هفت كس را عوض داد ، بعضيها گفتهاند مبادلهء اسيران در اين سال در جمادى الاول انجام گرفت . از نصر بن از هر شيعى كه در كار مبادلهء اسيران از جانب متوكل به نزد فرمانرواى روم فرستاده شده بود ، آوردهاند كه گويد : وقتى به قسطنطنيه شدم با جامهء سياه و شمشير و خنجر و كلاه درازم به خانهء ميخائيل شاه رفتم و ميان من و بطرناس ، دايى شاه ، گفتگو رفت كه وى سرپرست امور شاه بود . نخواستند مرا با شمشير و جامهء سياهم به درون بزند ، گفتند : « باز گرد . » و من بازگشتم كه از راه بازم بردند ، هديه هايى همراه داشتم ، نزديك به يك هزار نافه مشك بود و جامه هاى حرير و زعفران بسيار و تحفه هاى ديگر . به فرستادگان بر جان و ديگران كه به نزد وى آمده بودند اجازهء ورود داده بود ، هديه هايى را كه همراه من بود با من بياوردند و من به نزد وى درآمدم ، بر تختى بود ( 220 بالاى تختى ديگر و بطريقان به دور وى ايستاده بودند . سلام گفتم و بر كنار تخت بزرگ نشستم كه براى من جايگاهى مهيا شده بود . هديه ها را
--> [ 1 ، 2 ، 3 ] كلمهء متن در هر سه جا « راس » است كه معمولا بمعنى سر بريده به كار مىرود ، تواند بود كه بمعنى اسير باشد قرينه اى بر ترجيح يكى از دو معنى بدست نيست ( م )