محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6057
تاريخ الطبرى ( فارسي )
متوكل بگفت تا آنها را از قمى بگيرند ، به روز قربان سال دويست و چهل و - يكم . آنگاه متوكل ديار بجه و راه ميان مصر تا مكه را به سعد خادم ايتاخى سپرد و سعد محمد بن عبد الله قمى را بر آن گماشت . قمى با على بابا برفت ، وى همچنان بر دين خويش بود ، يكى گويد كه بتى از سنگ با وى ديده بود همانند كودكى كه بر آن سجده مىبرد . در اين سال ، در جمادى الاخر ، يعقوب بن ابراهيم كه به نام قوصره شهره بود ، درگذشت . در اين سال ، سالار حج ، عبد الله بن محمد بود . در اين سال جعفر بن دينار حج كرد ، وى عامل راه بود و حادثات ايام حج . ( 207 آنگاه سال دويست و چهل و دوم درآمد . سخن از خبر حادثاتى كه به سال دويست و چهل و دوم بود از جمله حوادث سال ، زلزله هاى هولانگيزى بود كه در قومس و روستاهاى آن رخ داد ، در ماه شعبان ، كه خانه ها را ويران كرد و بسيار كس از مردم آنجا كه ديوارها بر آنها افتاده بود جان دادند ، گويند : شمارشان به چهل و پنجهزار و نود و شش كس رسيد ، كه بيشتر آن در دامغان بود . گويند كه در اين سال در فارس و خراسان زلزله ها بود و صداهاى ناهنجار ، در يمن نيز نظير آن بود ، بعلاوه زمين فرو بردنى كه در آنجا رخ داد . در اين سال ، از آن پس كه على بن يحيى ارمنى از غزاى تابستانى بازآمد ، روميان از ناحيهء شمشاط بيامدند تا نزديك آمد رسيدند . آنگاه از مرزهاى جزيره در آمدند و چند دهكده را غارت كردند و نزديك ده هزار كس را اسير گرفتند . ورودشان