محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6051

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ابو العباس محمد بن عبد الله طاهرى وابستهء امير مؤمنان كه خدايش زنده بدارد بنويسند كه به نزد وى فرستاده شد كه او ، كه خدايش زنده بدارد ، بدان كار كند كه موجب يارى دين خداى و احياى سنت وى و انتقام از ملحد شود و آن مرد را در جمع مردمان حد بزنند ، حد دشنام گويى ، و پانصد تازيانه پس از حد به سبب كارهاى سخت ناروا كه بر آن جرئت آورده . اگر بمرد در آب افكنده شود ، بى نماز ، تا بازدارنده هر ملحد دين و خارج از جمع مسلمانان شود . اين را به تو خبر دادم تا بدانى ان شاء الله تعالى . و سلام بر تو باد با رحمت و بركات خداى . » گويند : اين عيسى بن جعفر را ، كه بعضيها گفته‌اند نامش احمد بن محمد بود ، وقتى تازيانه زدند در آفتاب رها كردند تا بمرد ، و سپس او را به دجله انداختند . در اين سال در بغداد ستارگان فرو ريخت و پراكنده شد و اين به شب پنجشنبه بود ، يك روز رفته از جمادى الاخر . در اين سال در بغداد ، بيمارى چهارپايان رخ داد و اسبان و گاوان هلاك شد . در اين سال روميان به عين زر به هجوم كردند و هر كس از مردم زط را كه آنجا بود به اسيرى بردند با زنان و فرزندانشان و گاوميشها و گاوانشان . ( 202 در اين سال ميان مسلمانان و روميان مبادلهء اسيران شد . سخن از اينكه چرا ميان مسلمانان و روميان مبادله اسيران شد ؟ گويد : تدوره فرمانرواى روم ، مادر ميخائيل ، يكى را فرستاد بنام جورجس پسر قريافس و براى مسلمانانى كه به دست روميان بودند عوض خواست ، مسلمانان نزديك بيست هزار كس شده بودند . متوكل يكى از مردم شيعه را فرستاد به نام نصر [ 1 ]

--> [ 1 ] كلمهء متن ، صدام ، مقصود از آن معلوم نشد ( م )