محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6047

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از خبر حادثاتى كه به سال دويست و چهلم بود . از جمله آن بود كه مردم حمص بر ضد كسى كه عامل كمكهاى آنجا بود به پا خاستند . سخن از اينكه چرا مردم حمص بر ضد عامل كمكها به پا خاستند ؟ و سرانجام كارشان گويند كه عامل كمكهاى حمص يكى را كشت كه از سرانشان بود ، در آن وقت عامل ، ابو المغيث رافعى ، موسى بن ابراهيم ، بود . پس مردم حمص در جمادى - الاخر اين سال به پا خاستند و گروهى از ياران وى را بكشتند و او را بيرون كردند ، عامل خراج را نيز از شهرشان بيرون كردند ، خبر به متوكل رسيد و عتاب بن عتاب را سوى آنها فرستاد ، محمد بن عبدويه كرداس انبارى را نيز همراه وى كرد و به دو دستور داد به آنها بگويد : « امير مؤمنان براى شما مردى را به جاى مردى نهاد : اگر شنوا و مطيع شدند و رضا دادند ، محمد بن عبدويه را بر آنها گمار و اگر نپذيرفتند و بر مخالفت بماندند به جاى خويش بمان و به امير مؤمنان بنويس تا رجاء يا محمد بن رجاء حضارى يا ديگرى از سپاه را براى نبردشان سوى تو فرستد . » ابن عتاب به روز دوشنبه پنج روز مانده از ماه جمادى الاخر از سامرا برون شد . به محمد بن عبدويه رضا دادند و وى را ولايتدارشان كرد كه در حمص كارهاى شگفت كرد . در اين سال ، در محرم ، احمد بن ابى داود از پى پسر خويش ابو الوليد محمد به بغداد درگذشت . پسرش محمد بيست روز پيش از او در ماه ذى حجه ، هم به بغداد ،