محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6044

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گرفت و وى را ببرد ، پسرش و پدرش را نيز همراه وى ببرد ، ابو العباس واثى را نيز ، كه نامش سنباط بود پسر اشوط ، ببرد . معاويه پسر سهل بن سنباط بطريق اران را نيز ببرد ، آذرنرسى پسر اسحاق خاشنى را نيز ببرد . ( سخن از آمدن روميان با كشتيهايشان به دمياط ) در اين سال سيصد كشتى رومى به ديار بيامد با عرفا و ابن قطونا و امردناقه كه اينان سران بودند و با هر كدامشان صد كشتى بود . ابن قطونا ( 194 در دمياط توقف كرد . از دمياط تا ساحل همانند درياچه ايست كه آب آن تا سينه مرد مىرسد ، هر كه از آنجا به طرف خشكى رفت از كشتىهاى دريا ايمن شد . گروهى عبور كردند و سالم ماندند . گروهى بسيار از زنان و كودكان غرق شدند و هر كه را تمكن بود بر كشتيها برفت و سوى فسطاط رفتند و نجات يافتند . از دمياط تا فسطاط چهار روز راه است . عامل كمكهاى مصر عنبسة بن اسحاق ضبى بود ، وقتى عيد نزديك شد ، سپاهيانى را كه به دمياط بودند دستور داد كه به فسطاط آيند كه به هنگام عيد با آنها بشكوهد و دمياط را از سپاه خالى كرد . پس كشتيهاى رومى به سمت شطا رفت كه جامه هاى شطوى را آنجا درست مىكنند و يكصد كشتى آنجا توقف كرد كه هر كشتى از پنجاه تا يكصد مرد داشت . سوى شطا رفتند و به هر چه از خانه ها و كپرهاى آن دست يافتند بسوختند و سلاحى را كه آنجا بود و مىخواسته بودند براى ابو حفص فرمانرواى اقريطش ( كرت ) ببرند ، نزديك هزار نيزه و لوازم آن ، ببردند و هر كس از مردان آنجا را كه توانستند بكشتند و كالا و قند [ 1 ] و كتانى را كه براى بردن به عراق آماده شده بود

--> [ 1 ] كلمه متن .